تبليغاتX
گل نرگس

  در منابع زرتشتيان تصريحات بسيارى به ظهور حضرت مهدى (ع) شده است كه قسمتى از آن ها را در اين جا مى آوريم: دركتاب زند كه ازكتب مقدسه زرتشتيان است، درباره انقراض اشرار ووراثت صلحا مى گوید:لشكر اهريمنان با ايزدان، دايم در روى خاكدان محاربه وكشمكش دارند وغالباً پیروزى با اهريمنان باشد، امَا نه به طورى كه بتوانند ايزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد. آنگاه پيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند، وتمام اقتدار اهریمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپیروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده، بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست .(1)
در بخش گات ها كه يكى از بخش هاى چهارگانه اوستا ست، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) وسيطره جهانى آن حضرت آمده است:... وهنگامى كه سزاى اين گناهكاران فرا رسد، پس آنگاه اى مزدا كشورت را بهمن در پايان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاريم از آنانى باشيم كه زندگى تازه كنند. كى اى مزدا بامداد روز فراز آيد، جهان دين راستين فرا گيرد، با آموزش هاى فزايش بخش پر خرد رهانندگان، كيانند آنانى كه بهمن به يارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزيدم اى اهورا بهمن را نماينده توانايى و منش نيك وراستى وپارسايى دادار اهور مزدا، تفسير كرده اند (2)
جاماسب دركتاب معروف خود جاماسب نامه مى گويد: پيغمبر عرب، آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوه هاى مكه پيدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چيز خورد، وبه روش بندگان نشيند، واو را سايه نباشد وازپشت سر، مثل پيش رو ببيند. دين او اشرف اديان باشد وكتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را . واز فرزندان دختر آن پيغمبركه خورشيد جهان وشاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنياكه مکه باشد ودولت اوتا به قيامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنيا تمام شود... همه جهان را يك دين كند ودين گبرى وزرتشتى نماند، وپيغمبران خدا وحكيمان وپرى زادان وديوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفيدرويان در خدمت او باشند... (3)
در زند و هومن یسن از ظهور شخصيت فوق العاده اى بنام سوشيانس نجات دهنده بزرگ خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنين مى گويد. نشانه هاى شگفت انگيزى در آسمان پديد آيدكه به ظهور منجى جهان دلالت مى كند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنيا پيام مى فرستند. سوشيانس دين را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و همگفتار و همكردارگرداند.(4)لازم به ياد آورى است كه اعتقاد يه ظهور سوسیانس در ميان ملت ايران باستان به اندازه اى رايج بوده است كه حتى در موقع شكست هاى جنگى وفراز ونشيب هاى زندگى با يادآورى ظهور چنين نجات دهنده مقتدرى، خود را از يأس ونا اميدى نجات مى دادند. (5)

  1- بشارت عهدین ص237
2- بشارات عهدين استدراكات، پس از مقدمه چاپ دوم ص 10 و 11.
3- لمعات النور، ج 1 ص 23- 25.
4- او خواهد آمد على اكبر مهدى پور، ص 08 1 و 121 و 122.
5- ظهور حضرت مهدى (ع) از دیدگاه اسلام ، مذاهب و ملل جهان، هاشمى شهيدى ص 355.

 | 
دوباره سلام

وبلاگ من تازه اپدیت شده حتما اون رو ببینید و لطفا نظرتون رو بگید .

وبلاگ جدید

 | 

حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه امير المومنين علي (عليه السلام)
قال امير المومنين  (لولده ) الحسين  :  التاسع من ولدك يا حسين هو القائم بالحق و المظهر للدين و الباسط للعدل ، قال الحسين (عليه السلام) فقلت له :
و ان ذلك لكائن ؟ فقال  :  اي والذي بعث محمدا" بالنبوه و الصطفاه علي جميع البريه و لكن بعد غيبه و حيره لا يثبت فيها علي دينه الا المخلصون المباشرون لرح اليقين الذين اخذ الله ميثاقهم بولايتنا الايمان  ايدهم بروح منه . [1]
حضرت امير المومنين (عليه السلام) به فرزندش حسين (عليه السلام) فرمود : نهمين فرزنتد تو اي حسين قائم به حق و مظهر دين و گستراننده عدل خواهد بود ، امام حسين (عليه السلام) فرمود : ......................

 | 
باعرض سلام

من یه وبلاگ جدید راه انداختم برید یه سری بزنید و نظرتون رو بگید خلی ممنون میشم .

امامت ( وبلاگ جدید من )

 | 
امام حسين-ع:
قيام و انقلاب من نه از روي خودخواهي و خوشگذراني و فساد و ظلم است،
بلكه من در پي اصلاح امت جدم و برپايي امربه معروف و نهي از منكر هستم.

 

هر دم به گوشم مي‏رسد آواي زنگ قافله
اين قافله تا كربلا ديگر ندارد فاصله
يك زن ميان محملي اندر غم و تاب و تب است
اين زن صدايش آشناست اي واي من اين زينب است

 

امام حسين-ع:
ادب آن است كه وقتي از منزلت خارج شدي،
هركس را كه ديدي او را از خود بهتر بداني.
.
.
سلام بر حسين-ع و بر كلامي
كه از لبهاي خشكيده اش جاري شد

 

 | 
امام حسين-ع:
قيام و انقلاب من نه از روي خودخواهي و خوشگذراني و فساد و ظلم است،
بلكه من در پي اصلاح امت جدم و برپايي امربه معروف و نهي از منكر هستم.

 

هر دم به گوشم مي‏رسد آواي زنگ قافله
اين قافله تا كربلا ديگر ندارد فاصله
يك زن ميان محملي اندر غم و تاب و تب است
اين زن صدايش آشناست اي واي من اين زينب است

 

امام حسين-ع:
ادب آن است كه وقتي از منزلت خارج شدي،
هركس را كه ديدي او را از خود بهتر بداني.
.
.
سلام بر حسين-ع و بر كلامي
كه از لبهاي خشكيده اش جاري شد

 ادامه جملات در ادامه مطلب قرار داره حتما اونها رو بخونید

 | 

خطبه امام عليه‏السلام شب عاشورا

 

امام عليه‏السلام ياران خود را نزديك غروب به نزد خود فراخواند.

على بن الحسين عليه‏السلام مى‏فرمايد: من نيز خدمت پدرم رفتم تا گفتار او را بشنوم در حالى كه بيمار بودم، پدرم به اصحاب خود مى‏فرمود:

"اثنى على الله احسن الثنأ و احمده على السرأ و الضرأ، اللهم انى احمدك على ان اكرمتنا بالنبوة و جعلت لنا اسماعا و ابصارا و افئده و علمتنا القرآن و فقهتنا فى الدين فاجعلنا لك من الشاكرين، اما بعد فانى لا اعلم اصحابا او فى ولا خيرا من اصحابى ولا اهل‌بيت ابر ولا اوصل من اهل‌بيتى فجزاكم الله جميعا عنى خيرا. الا و انى لاظن يومنا من هؤلأ الاعدأ غدا و انى قد اذنت لكم جميعا فانطلقوا فى حل ليس عليكم منى ذمام، هذا الليل قد غشيكم فاتخذوه و جملا و لياخذ كل رجل منكم بيد رجل من اهل‌بيتى فجزاكم الله جميعا ثم تفرقوا فى البلاد فى سوادكم و مدائنكم حتى يفرج الله فان القوم يطلبوننى و لو اصابونى لهوا عن طلب غيرى."(3)

من يارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهل‌بيتى فرمانبردارتر و به صله رحم پاى بندتر از اهل‌بيتم نمى‌شناسم، خدا شما را به خاطر يارى من جزاى خير دهد! من مى‏دانم كه فردا كار ما با اينان به جنگ خواهد انجاميد. من به شما اجازه مى‏دهم و بيعت خود را از شما بر مى‏دارم تا از سياهى شب براى پيمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده كنيد و هر يك از شما دست يك تن از اهل‌بيت مرا بگيريد و در روستاها و شهرها پراكنده شويد تا خداوند فرج خود را براى شما مقرر دارد. اين مردم، مرا

 | 

شهادت حضرت اباالفضل العباس (ع)

حضرت عباس عليه السلام كه اكبر اولاد ام البنين و پسر چهارم اميرالمؤمنين عليه السلام بود و كنيتش ابوالفضل و ملقب به سقا و صاحب لواي امام حسين عليه السلام بود، چنان جمال دل آرا و طلعتي زيبا داشت كه او را ماه بني هاشم مي‌گفتند و چندان جسيم و بلند بالا بود كه بر پشت اسب قوي و فربه بر نشستي پاي مباركش بر زمين مي‌كشيدي. او را از مادر و پدر سه برادر بود كه هيچكدام را فرزند نبود. ابوالفضل عليه السلام اول ايشان را به جنگ فرستاد تا كشته ايشان را به بيند و ادراك اجر مصائب ايشان فرمايد. پس از شهادت ايشان به نحوي كه ذكر شد بعضي از ارباب مقاتل گفته‌اند كه چون آن جناب تنهائي برادر خود را ديد به خدمت برادر آمده عرض كرد اي برادر آيا رخصت مي‌فرمائي كه جان خود را فداي تو گردانم؟ حضرت از استماع سخن جانسوز او به گريه آمد و گريه سختي نمود، پس فرمود اي برادر تو صاحب لواي مني چون تو نماني كس با من نماند. ابوالفضل عليه السلام عرض كرد سينه‌ام تنگ شده و از زندگاني دنيا سير گشته ام و اراده كرده ام كه از اين جماعت منافقين خونخواهي خود كنم.حضرت فرمود پس الحال كه عازم سفر آخر گريده اي‏‏، پس طلب كن از براي اين كودكان كمي از آب، پس حضرت عباس عَلَيْه السًَلام حركت فرمود و در برابر صفوف لشكر ايستاد و لواي نصيحت و موعظت افراشته و هر چه توانست پند و نصيحت كرد و كلمات آن بزر گوار اصلاً در قلب آن سنگدلان اثر نكرد.

 | 

قال الصادق (ع)  :

إنَّ اللهَ أجلُّ وَ أعظَمُ مِن أن يَترُکَ الأرضَ بِغَيرِ امامٍ عَدلٍ . ( کمال الدين 1/229 و 234 )

به راستي  خداي ، والاتر و بزرگتر از آن است که زمين را بي امام عادل رها سازد .

 

 | 

شناسنامه حضرت مهدي (عج)

 

نام              :  م ح م د

لقب            : مهدي (عج)

كنيه             : ابالقاسم

نام پدر          : حسن بن علي

نام مادر        : نرجس

محل تولد      : سامراء

روز و ماه تولد : پنجشنبه ، پانزدهم شعبان المعظم

سال ولادت    : 255 هجري

مدت عمر      : خداوند مي داند .

 

 | 

 اسامى و اوصاف و القاب حضرت مهدى عليه السلام

 

                مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مى كند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است:

                محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و... .( [40] )

                كنيه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه هاى ايشان شمرده است.

                در اينجا به ذكر پاره اى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد.

                قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مى تواند مصداق داشته باشد.

                ديگر اينكه، آنچه ذكر مى شود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژه اى مفرد يا جمله اى توصيفى باشد.

                بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين.

                خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.

                وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.

                باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.

                داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.

                سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

                ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.

                حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.

                نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.

                عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

                سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.

                خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).

                علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.

                سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.

                عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.

                القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بى نظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.

                العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

                السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد.

                القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.

                شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.

                ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.

                نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.

                الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.

                الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.

                صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.

                صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

                مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.

                ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.

                مهدى الامم: هدايتگر همه امّت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.

                جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.

                ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.

                دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

                الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.

                محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.

               مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

                معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.

                مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.

                منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.

                سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.

                ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

                مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.

                ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.

                كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

                تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.

                وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.

                رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

                حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

                معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانش هاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

                نظام الدين: نظام بخش دين.

                يعسوب المتقين: پيشواى متقين.

                معزّ الاولياء: عزت بخش ياران.

                مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.

                وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران.

                نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق.

                الوتر الموتور: خونخواه شهيدان.

                كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.

                المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.

                المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها.

                المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

                المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.

                المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

                جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

                السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.

                صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.

               مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.

                الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.

                المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.

                المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.

 

 | 

معجزه بزرگ

در طول غيبت امام عصر ارواحنا فداه بعضي اين سخن باطل را مطرح كرده اند كه امام دوازدهم هرگز به دنيا نيامده يا از دنيا رفته است و مخصوصا هر چه غيبت كبري ادامه مي يابد اين فكر در ذهن سست عنصران قوت ميگيرد و افراد بيشتر به اين معتقد ميشوند تا جايي كه از علامتهاي ظهور ان حضرت تزلزل اكثر شيعيان و ارتداد آنها شمرده شده است .

لكن مهمترين دليل را بر وجود مسعود آن امام نهان بايد بقاء و استمرارنهضت غدير دانست كه چگونه در طول قرن ها با وجود غيبت ظاهري پرچمدار اين حركت ادامه يافته است و مشتي شيعه بي پناه در ميان انبوه دشمنان گرگ صفت سالها هجران را پشت سر مي نهد و قرون غيبت را طي مي كنند و لحظه به لحظه گسترده تر مي گردد در حالي كه هادي وراهبر خود را در ظاهر نمي بيند و امام و پناه خود را نمي يابد .

آن بزرگوار نيز خود به اين مهم اشاره نموده و در توقيعي به شيخ مفيد رحمة الله مي فرمايد:

همانا سر پرستي شما را به بوته اهمال نگذاشتم و

يادتان را فراموش نكرده ام و اگر جز اين بود گرفتاريها

و فشارها بر شما وارد مي شد و دشمنان ريشه هايتان

را مي كندند.

اگر نبود سرپرستي آن حضرت آنهم با تمام اهتمام ، چگونه شيعه در بدترين شرائط ياراي ادامه حيات در ميان دشمناني را داشت كه تمام امكانات اعم از اكثريت مردمي و زمامداري حكومت و تسلط بر بيت المال در اختيارشان بوده است حاكماني شيعه ستيز كه بغض اهل بيت (ع) را از شير مادر مكيده اند و دلهاي مالامال از عداوت و دشمني با شجره ولايت كه بوئي از رحم ومروت از آن بر نمي خيزد ، نفرت از آل محمد(ص) چون پرده خون چشمشان را گرفته است با كفار و يهود و نصاري محبوس مي آميزد ولي به خون دوستان علي (ع) سفره خود رنگين ميكنند و لذت طعام خود را از به خون طپيدن كبوتران فاطمه (س) مي طلبند .

در اين دوران است كه تشيع نسل به نسل منتقل مي شود و قريه به قريه پيش مي رود و شهرها را مسخر دلها مي كند و اين نيست مگر بذل عنايت آن مسند نشين پرده غيبت و توجهات آن هماي رحمت .
 | 
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Digital Classic Template

template id : TBF_007 template name : Digital Classic

emamat-mahdi

سعيد

http://emamat-mahdi.blogfa.com

گل نرگس

إهداء :
به بهار دلها به صفاي لحظه ها ...
به قلب طپنده و تپش قلبها ...
به نور ديدگان و طراوت روزگاران ...
به آرزوي چشم انتظاران ...
به امام مهدي صاحب العصر و الزمان ...
و تقديم به همه ديده به راهان و منتظرانش نگاهی موشکافانه به امامت مهدی موعود (عج) Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt