|
خبر آمد خبری در راه است با تشکر از فرستنده مطلب محمد آقای گزمه تهنيت از زبان پيامبر (ص) " طُوبي لِمَن لَقِيَهُ ، وَ طُوبي لِمَنة اَحَبَّه ، وَ طُوبي لِمَن قالَ بِهِ ، يُنَجّيهِمُ الله مِنَ الهَلَکَهِ ، وَ بِالإقرارِ بِاللهِ وَ بِرَسُولِهِ ، وَ بِجَميعِ الأئِمَهِ يَفتَحُ الله لَهُمُ الجَنَّه ، مَثَلُهُم في الأرضِ کَمَثَلِ المِسکِ الَّذي يَسطَعُ ريحُهُ فَلا يَتَغَيَّرُ أبَداً ، وَ مَثَلُهُم في السَّماءِ کَمَثَلِ القَمَرِ المُنيرِ الَّذي لا يُطفَاُ أبَداً . " خوشا به حال کسي که او را ديدار کند ، خوشا به سعادت کسي که او را دوست بدارد و خوشا به حال آنکه به او معتقد باشد . خداوند آنها را از هلاکت نجات مي بخشد . و به سبب اقرار به خدا و پيامبر خدا (ص) ، و امامان معصوم (ع) ، خداوند درهاي بهشت را به روي آنها باز مي سازد و خود هرگز تغيير نمي يابد . و مثل آنها در آسمانها مثل ماه تابان است که تابش و درخشش آن هرگز به تاريکي نمي گرايد " . (1) 1- بشاره الاسلام ـ صفحه 9 ، بحار الانوار ، جلد 52 ، صفحه 311 ويژگي بيست و يكم: زمين گنجها و ذخيره هائي را كه در او پنهان شده بيرون مي ريزد. در «كمال الدين» آمده كه خداوند در شب معراج به پيامبر (ص) فرمود: كه از براي او (حضرت قائم(ع)) ظاهر مي كنم گنجها و ذخيرهها را به مشــيت خود، و در جـــاي ديگر مي فرمايد شمش هاي طلا و نقره روي زمين مي ماند و كسي رغبت نمي كند كه چيزي از آن بردارد. [1] حضرت بقيه الله (عج) خطاب به مردم مي فرمايد: «تعالوا الي ما قطعتم فيه الارحام، و سفكتم فيه الدماء، و ركبتم فيه محارم الله، فيعطي شيئاً لم يعطه احدكان قبله.» «بيائيد به سوي آنچه كه براي آن قطع رحم كرديد، خونها ريختيد، و مرتكب گناهان شديد! آنگاه آنچنان عطاياي كلان به آنها مي دهد كه هرگز در تاريخ بشري سابقه نداشته است. [2] قال الصادق (ع) : مَن أقَرَّ بِالأئِمَّهِ مِن آبائي وَ وُلدي وَ جَحَدَ المَهديَّ مِن وُلدي ، کانَ کَمَن أقَرَّ بِجَميعِ الأنبياءِ وَ جَحَدَ مُحَمَّداً صلي الله عليه و آله و سلم . ( کمال الدين 2/411 و 338 ) هر که به امامان از نياکان و فرزندانم معتقد باشد و مهدي از فرزندانم را نکار کند ، همانند کسي است که به همگي پيامبران معتقد باشد و محمد صلي الله عليه و آله و سلم را انکار کند . چرا درباره غيبت كتابى نمىنويسى؟
شيخ طوسى (ره) به واسطه، از مشايخ اهل قم نقل فرموده كه: على بنالحسين، پدر شيخ صدوق، دخترعموى خود را به همسرى گرفت و از او فرزندى پيدا نكرد لذا نامه نوشت به ابوالقاسم حسين بن روح (ره) كه از حضرت ولى عصر(عج) بخواهد كه دعا بفرمايد تا خداوند، فرزندانى فقيه، روزى او فرمايد. پس جواب آمد كه تو از اين زن داراى فرزند نمىشوى و زود باشد كه جاريهاى ديلميه را مالك شوى كه دو فرزند فقيه، از او نصيب تو گردد. و بعد سه فرزند خداوند به او عطا فرمود يكى محمد - صدوق معروف - و ديگر حسين كه اين دو برادر دو فقيه ماهر بودند و رواياتى حفظ داشتند كه ديگران، از اهل قم، حفظ نداشتند و ديگر برادر آنها به نام حسن كه فرزند وسط به شمار مىرفت و سرگرم به عبادت و زهد بود ولى از فقه بهرهاى نداشت. محمد بن سوره قمى مىگويد: هر گاه آن دو فرزند فقيه و بزرگ ابن بابويه روايتى را نقل مىكردند مردم از حفظ آن دو تعجب مىكردند و مىگفتند اين مرتبه و حالت، امتيازى براى شما دو نفر است كه به بركت دعاى امام (عج) نصيب شما شده و اين مطلب در ميان اهل قم مستفيض و شايع بود. (1) گل نرگس، گل وفا *
سالها به يادش بودم، مدتها در فراقش مىسوختم و ساعتها به عشقش اشك مىريختم. عصر جمعهاى، هنگام خواندن دعاى سمات، آن جايى كه نوشته: «حاجتت را بخواه.» از خداوند متعال، درخواست ديدارش را نمودم. همان شب در عالم رؤيا گفته شد، در مكه ديدارش خواهى كرد. در سفر حجى كه پيش آمد، توفيق تشرف حاصل نشد. در سفر بعد، حركت صبحگاهان، در لحظه بيدار شدن، ملهم شدم: اعملوا! انكم ملاقوه و بشرالمؤمنين. و اگر جمله اخير« و بشرالمؤمنين» نبود، تا واپسين لحظات عمر به كسى عنوان نمىكردم. پيروزي گنهکار بر آمر به معروف " يُصبِحُ الآمِرُ بِالمَعروفِ ذَليلاً وَ الفاسِقُ فيما لا يُحِبُّ اللهُ مَحمُوداً " . " کسي که امر به معروف کند خوار مي شود و کسي که مرتکب گناه شود ، مورد ستايش قرار مي گيرد " . (1) 1- منتخب الاثر صفحه 293 و 429 ، بحار الانوار جلد 52 صفحه 256 و 264 اميد سبز
تو مي آيي در حالي كه دستهايت پر از گلهاي نرگس است. تو دل سرد يكايك ما را با نواهاي گرمت آفتابي مي كني و كعبه عشق را در آنها بنا خواهي كرد. دست نوازش بر سر ميخك هايي خواهي كشيد كه باد كمرشان را خم كرده است. تو حتي بر قلب كاكتوسها هم رنگ مهرباني خواهي زد. تو مي آيي و با آمدنت خون طراوت و زندگي در رگهاي صبح جريان پيدا خواهد كرد... تو مي آيي اي پسر فاطمه ، يوسف زهرا يا مهدي. به اميد آن روز! . . . . حتي دعاي غريق !! " سَيَأتي عَلي اُمَّتي زَمانٌ ، تَخبُثُ فيهِ سَرائرُهُم وَ تَحصُنُ عَلانِيَّتُهُم طَمَعاً في الدُّنيا ، لايُريدُونَ ما عِندَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ . يَکُونُ اَمرُهُم رياءً لا يُخالِطُهُ خَوفٌ ، يَعُمُّهُمُ اللهُ بِعِقابٍ ، فَيَدعُونَهُ دُعاءَ الغَريقِ فَلا يُستَجابُ لَهُم . " " زماني بر امت من مي آيد که در آن زمان درون آنان پليد مي شود ولي ظواهر آنها به طمع دنيا آراسته مي گردد ، به آنچه در پيشگاه خداوندي است ، دل نمي بندند ، کارشان ريا و تظاهر است ، خوف از خدا به دلشان راه نيابد و خداوند آنها را به عذابي فراگير دچار سازد ، آنها خداوند را همچون آدم غريق ( کسي که در آب غرق مي شود ) مي خوانند و خداوند دعايشان را مستجاب نمي کند " . 1- منتخب الاثر صفحه 426 ، بحار الانوار جلد 52 ، صفحه 190 يا صاحب الزمان ! ...
يا صاحب الزمان ! داستان يوسف را گفتن وشنيدن به بهانه ي توست . شرمنده ايم . مي دانيم گناهان ما همان چاه غيبت توست . مي دانيم كوتاهيها ، نادانيها و سستيهاي ما ، ستمهايي است كه در حق تو كرده ايم . يعقوب به پسران گفت : به جستجوي يوسف برخيزيد ، و ما با روسياهي و شرمندگي ، آمده ايم تا از تو نشاني بگيريم . به ما گفته اند اگر به جستجوي تو برخيزيم ، نشاني از تو مي يابيم . اما اي فرزند احمد ! آيا راهي به سوي تو هست تا به ديدارت آييم . ويژگي بيستم: زنده شدن جمعي از مردگان و آمدن در ركاب آن حضرت. مفضل از امام صادق (ع) روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «وقـــتي قائم آل محمد قيام مي كند بيست و هفت نفر از پشت كعبه (ياكوفه) مبعوث مي شوند، و بيست و پنج نفر از قوم موسي كه به حق قضاوت مي كنند و حاكم به حق و عدالتند و هفت نفر از اصحاب كهف، و يوشع وصي موسي، و مؤمن آل فرعون، و سلمان فارسي و ابودجانه انصاري، و مالك اشتر، از انصار آن جناب خواهند بود. [1] قسم والشمس که بي روي تو من حيرانم والفجر که بي وصل تو در بحرانم والليل که بي موي تو روزم تاريک والعصر که بي عشق تو در خسرانم قال الصادق (ع) : إنَّ اللهَ أجلُّ وَ أعظَمُ مِن أن يَترُکَ الأرضَ بِغَيرِ امامٍ عَدلٍ . ( کمال الدين 1/229 و 234 ) به راستي خداي ، والاتر و بزرگتر از آن است که زمين را بي امام عادل رها سازد .
|
| قال الصادق (ع) : مَن أقَرَّ بِالأئِمَّهِ مِن آبائي وَ وُلدي وَ جَحَدَ المَهديَّ مِن وُلدي ، کانَ کَمَن أقَرَّ بِجَميعِ الأنبياءِ وَ جَحَدَ مُحَمَّداً صلي الله عليه و آله و سلم . ( کمال الدين 2/411 و 338 ) هر که به امامان از نياکان و فرزندانم معتقد باشد و مهدي از فرزندانم را نکار کند ، همانند کسي است که به همگي پيامبران معتقد باشد و محمد صلي الله عليه و آله و سلم را انکار کند . |
|
||||

