|
به نام خالق عشق سخني شگفت از اميرالمؤمنين (ع) در جنگ نهروان " وَ الَّذي فَلَقَ الحَبَّه وَ بَرأ النَّسَمَه ، لَقَد شَهِدَنا في هذَا المَوقَفِ اُناسٌ لَم يَخلُق الله آباءَکهُم وَ لا أجدادَ هُم . . . قَومٌ يَکُونُونَ في آخِرِ الزَّمانِ يَشرَکُونَنا في ما نَحنُ فيهِ ، وَ يُسَلِّمُونَ عَلَينا . فَاؤُلئِکَ شُرَکاؤُنا في ما نَحنُ فيهِ حَقَاً حَقّاً . " قسم به پروردگاري که دانه را شکافت و انسان را آفريد ، امروز در نبرد بي امان ما انسانهايي شرکت کردند که هنوز خداوند پدران و نياهايشان را نيافريده است . آنها قومي هستند که در آخر الزمان مي آيند و در کار ما سهيم مي شوند و به ما درود مي فرستند ، آنها به راستي در جهاد ما سهيم هستند . " (1) اميرمؤمنان (ع) سوگند ياد مي کند که اصحاب مهدي (ع) در جنگ جمل و نهروان شرکت داشتند ، زيرا ملاک يکي است آنها نيز در آخر الزمان مي آيند و در جبهه حق عليه باطل شرکت مي کنند و به فرمان حضرت مهدي (ع) که نفس علي (ع) است ، با ناکثين و قاسطين و مارقين مي جنگند و شايد به اين سبب باشد که آنها آرزو مي کنند که عهد علي (ع) را درک مي کردند و او را ياري مي کردند و نمي گذاشتند که در برابر دشمنان داخلي و خارجي تنها بماند . 1- بحار الانوار جلد 52 ، صفحه 131 ، و الزام الناصب صفحه 138
مهدي بيا مهدي بيا با تشکر از آقای گزمه فضائل شیعه
عن ابي عبدالله (عليه السلام) يقول: والله ما شيعة علي (عليه السلام) إلا من عف بطنه و فرجه و عمل لخالقه و رجا ثوابه و خاف عقابه. از امام صادق (عليه السلام) روايت شده است كه فرمود: به خدا سوگند شيعه علي (عليه السلام) نيست، مگر كسي كه شكم و دامانش را از حرام نگه بدارد و اعمالش را براي [جلب رضايت ] پروردگارش انجام دهد و به ثواب و پاداش او اميدوار و از كيفرش بهراسد. سئل ابو عبدالله (عليه السلام) عن شيعتهم، فقال: شيعتنا من قدم ما استحسن و مسك مااستقبح و اظهر الجميل و سارع بالامر الجليل رغبة الي رحمة الجليل، فذاك منا و الينا و معنا حيث ما كنا از امام صادق (عليه السلام) در مورد شيعيانش سوال شد. حضرت فرمود: شيعه ما كسي است كه انجام كارهاي نيك را جلو مياندازد و از انجام كارهاي زشت پرهيز ميكند. او زيبايي را آشكار ميسازد وبا رغتبي كه به رحمت خداي بزرگ دارد، به سوي كارهاي بزرگ ميشتابد. اين چنين شخصي از ماست و [مسيرش] به سوي ماست و [در بهشت نيز] با ماست، هر كجا كه باشيم. عن ابا الحسن (عليه السلام) يقول: لا يكون المومن مومنا حتي يكون قيه ثلاث خصال: سنة من ربه، و سنة من نبيه، و سنة من وليه، فاما السنة من ربه فكتمان سره، قال الله عز و جل: «عالم الغيب فلا يظهر علي غيبه احدا إلا من ارتضي من رسول». و اما السنة من نبيه فمداراة الناس، فإن الله عز و جل امر نبيه بمداراة الناس فقال حذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجاهلين»، و اما السنه من وليه فالصبرفي البأساء و الضراء فإن الله عز و جل يقول: «و الصابرين في البأساء و الضراء». حارث پسر دلهاث، غلام امام رضا (عليه السلام) : گفت شنيدم آن حضرت (عليه السلام) فرمود: مومن، مومن واقعي نيست مگر اين كه در او سه خصلت باشد: روشي از پرودگارش، روشي از پيامبرش و روشي از امامش. اما روش پروردگارش: پوشاندن اسرارش ميباشد، چرا كه خداي بزرگ در قران فرمود: خداوند عالم به غيب است و بر غيبش كسي را آگاه نميكند مگر پيامبري را كه پسنديده است» (جن/26) و اما روش پيامبرش : سازش و مدارا با مردم است. همانا خداوند به پيامبرش امر فرموده كه با مردم مدارا و سازش نمايد [آنجا كه] ميفرمايد: «عفو و بخشايش را پيشه خود ساز و به خوبي و نيكي امر كن و از جاهلان روي بگردان». (اعراف/199) و اما روش امامش: صبر كردن بر سختي جنگ بادشمن، و سختي فقر و تنگدستي است. خداي بزرگ [در قرآن] ميفرمايد: «و صبر كنندگان در سختي فقر و تنگدستي».(بقره/177) عن الصادق (عليه السلام) قال: شيعتنا جزء منا، خلقوا من فضل طينتنا ، يسوؤهم ما يسوؤنا و يسرهم ما يسرنا، فإذا ارادنا احد فليقصدهم فإنهم الذي يوصل منه الينا. حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) فرمودند: شيعيان ما جزئي از ما هستند كه از زيادي طينت ما خلق شدهاند، انچه باعث ناراحتي ما ميشود آنان را ناراحت ميكند و آنچه ما را شاد ميكند آنا را مسرور ميسازد ، پس هر گاه كسي اراده تقرب ما را نمايد بايد انها را قصد كند زيرا آنها واسطه بين ما و مردم هستند. امالي شيخ طوسي ج1،ص 305 اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي جَعَلنا مِنَ المُتَمَسِّكينَ بِوِلايَةِ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلِيّ ُ بْنِ اَبيطالِب، وَ الاَئمِّةِ عَلَيهِمُ السَّلام
عيد سعيد غدير، عيدُ الله الاكبَر و عيد آل محمد صلي الله و عليه و آله، مبارك باد. الحَمدُ للهِ الَّذي اِاَكرَمَنا بِهذَا اليَومِ، سپاس خداي را كه ما را بدين روز گرامي داشته و ما را از وفا كنندگان به عهدي كه به ما سپرده قرار داده است و قرار داده ما را از وفا كنندگان پيماني كه از ما گرفته است وبراي ولايت واليان امرش و قائمان به عدلش و ما را از منكران و تكذيب كنندگان به روز قيامت نكرده است. اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي جَعَلَ كَمالَ دِينِهِ وَ تَمامَ نِعْمَتِهِ، روزهجدهم ذی الحجه سال ده هجرت.روزی از روزهای خدا .اما نه مانند بقیه آنها.یک روز خاص و ملکوتی.مبارک و میمون. روز اکمال دین. صبر کن . دوباره بخوان.روز اکمال دین .روز تمام شدن نعمت.روز به غایت رسیدن رحمت و روز نهایت بخشش خدا بر اهل کره خاک. " الیوم اکملت لکم دینکم و اتمم علیکم نعمتی ..." یک روز با عظمتی وصف ناشدنی برای اهل آسمان وبرای تمام ملکوتیان زمین.اما ...اما برای مردم پست و دون حجاز تنها حادثه غدیر وداع جانگداز پیامبر بود و بس.و کاش می فهمیدند که رسول رحمت با وداع خویش یکتا گوهر آفرینش را به آنها ارزانی داشت و چه بد از این گنجینه خلقت اسبانی کردند.کاش می فهمیدند که بالاتر از رسول خدای کریم نعمتش را همه نعمتش را به آنها بخشید و چه مردم جاهلی بودند آنها.از کودک نادان چه توقع درک قدر زر.که چه بسا آن را هم بازیچه بازی های کودکانه خویش قرار دهد ... خدایا! با تو حرف می زنم.علی زیاد بود برای ما مردم خاکی و می دانم کا اگر او نبود و محمد و فاطمه و حسن و حسین دیگر هیچ نبود."لولاک خلقت االافلاک ..."اما ملکوت را چه جای در زمین است؟ وخاک را چه یارای میزبانی از عرش؟ "انی اعلم ما لا تعلمون" در من تکرار می شود و می دانم که نمی دانم .
عید غدیر،عید ولایت،رهبری،انسانیت،اکمال دین و اتمام نعمت الهی بوده و از اعیاد بزرگ اسلامی به شمار رفته و مختص شیعه نیست.امام صادق (ع) عید غدیر را بزرگتر و شریفتر از عید فطر و عید قربان برشمرده و از پیامبراعظم (ص) نقل است که فرمودند : «یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی» این روز مورد عنایت خاص رسول اکرم (ص) بوده و ائمه (ع) نیز پیوسته یاد آوران آن واقعه مهم بودند و به پیروان خود توصیه می کردند که این روز را عید گرفته و به یکدیگر تبریک و شادباش بگویند تا عظمت این روز و حقانیت اهل بیت (ع) فراموش نشود.امام صادق (ع)می فرمایند: «نام این عید در آسمان یوم العهد المعهود و در زمین یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المشهود است.» غدیر کاشت بذر ولایت در جانها و نور افشانی خورشید به تمامی انسانهاست .در عرصه غدیر حقیقت ولایت در متن دین تعبیه گردیده و آن را تبدیل به دین کاملی نمود که تبیین و تفسیر ،تحلیل و تاویل آن را صاحبان مقام ولایت بر عهده گرفتند.
قال الصادق (ع) : لَو لَم يَکُن فِي الأرضِ إلّا ائنان ، لَکانَ أحَدُهُما الحُجَّهَ وَ لَو ذَهَبَ أحَدُهما بَقِيَ الحُجَّهُ . ( کمال الدين 1/233 ) اگر در زمين نباشد مگر دو تن ، يکي از آن دو حجت است و چنانچه يکي بميرد ، حجت باقي بماند . من بارندارم که به دربار توباشم رشد عقلي و تكميل عقول مردم به بركت وجود آن حضرت. امام موسي بن جعفر (ع) فرمود: خداوند بر مردم دو حجت دارد، حجت ظاهره و حجت باطنه، حجت ظاهره رسولان و پيغمبران و امامان هستند و حجت باطنه عقول. [1] امام صادق (ع) فرمود: «علم، بيست و هفت حرف است. تمام آنچه پيامبران تا امروز آوردهاند، فقط دو حرف از علم است هنگامي كه قائم ما قيام كند، بيست و پنج حرف باقي مانده را خارج ساخته در ميان مردم پخش مي كند. [2]
گسترش علوم تا حدي مي شود كه «مؤمن ازعلم برادر مؤمنش بي نياز مي شود.» [3] امام محمدباقر (ع) فرمود: «إذا قام قائمنا وضع الله يده علي رئوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به احلامهم.» «هنگامي كه قائم ما قيام كند، خداوند دستش را بر سربندگان مي گذارد. و بدان وسيله عقلهاي آنها را جمع و رشد آنها را كامل مي كند. [4] [1] -بحار الانوار ، ج 1/137 [2] - بحار الانوار ، ج 52/336 [3] - ميكائيل المكارم ، ج 1/236 [4] -اصول كافي ج 1/25 قال الباقر (ع) : إنَّ فِي القائِمِ مِن آلِ مُحَمَّدٍ صلّي الله عليه و آله شَبَهاً مِن خَمسَهٍ مِنَ الرُّسُلِ . يُونُسُ بنُ مَتّي ، وَ يُوسُفُ بنُ يَعقُوبَ ، وَ مُوسي ، و عيسي ، وَ مُحَمَّدٌ صلوات الله عليهم . فأمّا شَبَهُهُ مِن يُونُسَ بنِ مَتّي ، فَرُجُوعُه من غَيبَتِهِ وَ هُوَ شابٌّ بَعدَ کِبَرِ السِّنِّ . وَ أمّا شَبَهُهُ مِن يُوسُفَ بنِ يَعقوبَ عليهما السلام ، فَالغَيبَه مِن خاصَّتِهِ وَ عامَّتِهِ ، وَاختِفاوُهُ مِن إخوَتِهِ ، وَ إشکالُ أمرِهِ علي أبيه يَعقوبَ عليهما السلام مَعَ قُربِ المَسافَتِ بَينَهُ وَ بَينَ أبيهِ وَ أهلِهِ وَ شيعَتِهِ . وَ أمّا شَبَهُهُ مِن موسي عليه السلام ، فَدَوامُ خَوفِهِ ، وَ طُولُ غَيبَتِهِ و خِفاءُ وِلادَتِهِ ، وَ تَعَبُ شيعَتِهِ مِن بَعدِهِ مِمّا لَقُوا مِنَ الأذي وَالهَوانِ إلي أن أذِنَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ في ظُهُورِهِ وَ نَصَرَهُ وَ أيَّدَهُ علي عَدُوِّهِ . وَ أمّا شَبَهُهُ مِن عيسي عليه السلام ، فَاختِلافُ مَن اختَلَفَ فيه حتّي قالَت طائِفَه مِنهُم ، ما وُلِدَ ، وَ قالت طائفَه : ماتَ وَ قالَت طائِفَه : قُتِلَ وَ صُلِبَ یتیمی درد بی درمان یتیمی؛ ارسالی از بنده خدا ائینـه ها مـشتـاق دیـدارند، بـرگرد اللهم عجل لولیک الفرج... هر بامدادگاه با تشکر از آقا بهزاد بخاطر تنگدستي سرزنش شود ! " . . . وَ يُعَيِرُونَهُ بِضيقِ المَعيشَتِ ، وَ يُکَلِّفُونَهُ ما لا يُطيقُ ، حَتّي يُورِدُ مَوارِدَ الهَلَکَه " . " انسان را با تنگدستي و ضيق معيشت سرزنش مي کنند و او را به چيزي که توانش را ندارد وادار مي سازند ، تا او را به راهي که برگشت ندارد ، وارد کرده ، به هلاکت بيندازند " . (1) 1- منتخب الاثر صفحه 438 |
|




