تبليغاتX
گل نرگس

تحفه‌هاي مهدوي (عج)

مرهم فراق

دعاها و زيارت‌هاي مربوط به ساحت مقدس امام زمان (عج) بخش مهمي از فرهنگ شيعه را به خود اختصاص داده است. اين گستردگي، به دليل آن است که آن حضرت، خاتم اوصيا و اميد امت‌هاست. دعا و زيارت‌هاي مربوط به حضرت، در واقع انيس دل‌هايي است که در عصر غيبت، انيسي جز مولايشان ندارند و با آنچه به عنوان خطاب با ولي‌عصر (عج) بر زبان مي‌آورند، از اعماق وجود، آن محبوب دل‌ها را دعا مي‌کنند و از دور و نزديک بر او درود مي‌فرستند.

دعا براي سلامت حضرت مهدي(عج)

يکي از وظايف منتظران، دعا کردن براي سلامت حضرت مهدي (عج) است. دعا کردن براي سلامت حضرت، آثار و برکات فراواني دارد که از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:

دعا کردن، موجب ازدياد محبت آن حضرت در دل و درنتيجه، موجب تقويت ايمان مي‌شود؛ دعا، اظهار تجديد عهد و پيمان با آن حضرت است و محتواي پيمان نيز شريعت محوري و تصميم قلبي بر اطاعت امر امام و ياري رساندن او با نثار جان و مال مي‌باشد؛ دعا، سبب زنده نگه داشتن ياد امام غايب در دل منتظران مي‌شود؛ دعا، موجب فرج آن حضرت و نيز گشايش در زندگي مومنان مي‌شود. کسي که براي سلامت امام دعا مي‌کند، به يقين به اعمالي دست مي‌زند، که موجب خشنودي حضرت و در نتيجه رسيدن به مقام رضوان الهي مي‌گردد.

 

دعا براي فرج

دعا براي فرج امام زمان (عج) نه تنها با حکمت‌هاي غيبت منافات ندارد، بلکه خود مي‌تواند از شمار همين حکمت‌ها باشد. دعا براي فرج امام زمان (عج) به عنوان وظيفه و تکليف در عصر غيبت، در روايات بسياري موردتأکيد قرار گرفته است. اين تأکيد، نشان مي‌دهد که خواسته‌هاي شيعه چشم انتظار فرج، در سايه «دعا براي فرج» قابل دسترسي است. امنيت ايمان، رشد انديشه، آرامش روحي، کمالات معنوي و بهره‌هاي بي‌پايان دوران پس از ظهور را، با عنايت الهي مي‌توان در دوران غيبت با اتکا به «دعا براي ظهور» به دست آورد. دعاکننده براي فرج، چون مي‌داند يکي از عوامل غيبت آماده نبودن شرايط براي حکومت جهاني آن بزرگوار است، مي‌کوشد تا درحد توان خويش، در ايجاد چنين زمينه‌اي موثر باشد.

 

 | 

چرا بانوي يگانه دو عالم، "فاطمه" ناميده شده است؟
امام صادق (ع): يعني شر و بدي در وجود او راهي ندارد
رسول اكرم (ص): زيرا كه آتش بر وي و شيعيانش ممنوع گرديده است.
امام علي (ع): شنيدم رسول خدا فرمودند: فاطمه را فاطمه ناميده اند زيرا كه خداي تبارك و
تعالي وي و فرزندانش را از آتش بازداشته است البته آن فرزنداني از ايشان كه خدا را ملاقات
كنند در حاليكه ايمان به پروردگار داشته و بر آنچه كه بر من نيز نازل شده اعتقاد داشته
باشند
چرا بانوي يگانه دو عالم، "زهراء" ناميده شده است؟
زهراء در لغت به معني درخشنده و نوراني است و احاديث زيادي وجود دارند كه بيانگر
درخشندگي و نورانيت بانوي دو عالم هستند از آن جمله:
پيامبر اكرم (ص): او (فاطمه) حوريه اي است به صورت انسان. آن هنگام كه در محراب
عبادت در برابر خدا مي ايستد نور وي براي ملائكه و فرشتگان آسمان مي درخشد همانگونه
كه نور ستارگان براي اهل زمين درخشندگي دارد. خداي بي همتا به فرشتگانش مي گويد:
هان اي فرشتگان من، به بنده شايسته ام فاطمه ،سالار بانوان، بنگريد كه در بارگاهم ايستاده
و از خوف و خشيت بر خود مي لرزد و با همه وجود به پرستش من روي آورده است. اينك
شمايان را گواه مي گيرم كه پيروان او را آتش دوزخ ايمني بخشم.
چرا بانوي يگانه دو عالم، "صديقه" ناميده شده است؟

 | 
نمی دانم چقدر به عمق فاجعه حتک حرمت حرمین عسکریین پی برده اید . این مکان نه تنها حرم دو امام معصوم و همیشه مظلوم ما بوده بلکه تخریب و بی حرمتی به خانه امام زمان و سرداب مقدس  ایشان و حرم پدر بزرگوار ایشان است و تنها میتوانم بگویم

                                    بقیت الله اجرک الله

 | 
سیلی و صورت ناموس خدا ؟! تبت یدا
 | 

               آيا غيبت مختص امام زمان عليه اسلام است؟
 
 
  ممکن است در اذهان اين سئوال نقش ببندد که آيا غير از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف، اشخاص ديگری نيز از نظرها غايب گشته اند؟
با مرور تاريخ درمی يابيم که برخی از انبياء و اوليای الهی نيز به دلايل مختلفی غايب گشته اند که به ذکر نمونه هايی از آن غيبتها می پردازيم :

1- غيبت حضرت خضر:
به اعتقاد اکثر مسلمين جهان و نوشته مورخان ، خضر پيغمبر از زمان حضرت موسی عليه السلام تا کنون زنده است و کسی از مکان يارانش اطلاعی ندارد . داستان وی با حضرت موسی در قرآن آيات 59 تا 82 سوره کهف ذکر شده است.

2- غيبت حضرت موسی بن عمران (ع) :
ايشان از وطن، از فرعون و قوم او فرار نمود و داستانش در قرآن در سور مختلف آمده است. در طول غيبت هيچ کس از او اطلاعی نداشت و موسی را نمی شناخت، تا زمانيکه خداوند او را برانگيخت و او به دعوت خلق برخاست.

3- غايب شدن يوسف بن يعقوب :
با وجود آنکه يعقوب پيغمبر بود و به او وحی می شد، ولی از غيبت فرزندش يوسف خبر نداشت و ديگر فرزندانش نيز بی خبر بودند تا اينکه پس از سالها غيبت اين راز فاش گرديد .

4- غيبت حضرت يونس :
وقتی قوم او بر مخالفت افزودند و او را اطاعت ننمودند . يونس (ع) از ميان آنان گريخت و از نظر قوم خود پنهان گشت . خدا او را در شکم ماهی پنهان نمود و او را زنده نگاه داشت، سپس او را بيرون آورده و سالم به سوی قومش بازگردانيد .

 | 
پيامبر گرامى اسلام (ص) در وصف حضرت قائم (ع) فرمود:او ظاهر و باطن امامان است.(1)يعنى آن حضرت آشكاركننده علوم ظاهر و باطن است كه خداوند متعال به پيامبر و امامان (ع) عطا فرموده و مظهر تمام كمالات و شؤون آنان است. اميرالؤمنين (ع) فرمود:اى كميل هيچ علمى نيست مگر اين كه من افتتاح كننده آنم و هيچ چيزى نيست، مگر اين كه قائم آن را به پايان مى رساند(2) با اين ويژگى هاكه براى حضرت در روايات آمده، تغييرات و تحوَلات در دوران ظهور، بى نظير است. در روايتى است وقتى حضرت ظهور مى كند، خداوند در گوش ها و چشم هاى شيعيان، به اندازه چهار فرسخ قوت مى دهد و به كمال مى رساند و آنان با حضرت تكلم مى كنند و سخنان يكديگر را مى شنوند.(3) علاوه بر اين در روايت ديگرى است كه در زمان قائم (ع)مؤمن در مشرق، برادر خود را در مغرب مى بيند و بالعكس (4) بحث كامل شدن عقول بندگان و ظهور تمام علم و دانش در دوران ظهور نيز در روايات است. (5)
 1.کمال الدين ج1 ص 281

2.مكيال المكارم ج1 ص 117.

3.نجم الثاقب باب سوم

4.همان

5.بحار الانوار ج52 ص 326.

 

 | 

...قال أميرُالْمُؤْمنين(ع): انْتظروُا الفرج و لاتيأسوا من‌‌ روح الله فان أحب الأعمال إلي الله عز‍‌َْ‍‍‌ْ‍ و جل انْتظارُ الفرج.

اميرالمؤمنين حضرت علي (ع): فرمودند: در انتظار فرج امام زمان (عچ) باشيد و از رحمت خداوند نااميد نشويد، همانا محبوبترين كارها در پيشگاه خداوند عز و جل، انتظار فرج است.

 | 
سعد بن عبدالله قمى مى گويد: به امام عصر(ع) عرض كردم: اى فرزند رسول خدا تأويل آیه كهيعص چيست؟ فرمود: اين حروف از اخبار غيبى است خداوند زكريا را از آن مطلع كرده و بعد از آن، داستان آن را به حضرت محمد(ص) بازگفته است...
داستان از اين قرار است كه: زكريا از پرورد گارش درخواست كرد كه "اسماء خمسه طیبه را به وى بياموزد.
خداوند، جبرئيل را بر اوفرو فرستاد و آن اسماء را به اوتعليم داد.
زكريا چون نام هاى محمد، على، فاطمه و حسن (ع) را ياد مى كرد، اندوهش برطرف مى شد وگرفتارى اش از بين مى رفت. و چون حسين (ع) را ياد مى كرد، بغض و غصه، گلويش را مى گرفت و مى گريست و مبهوت مى شد.
روزى گفت: بارالها چرا وقتى آن چهار نفر را ياد مى كنم، آرامش مى يابم و اندوهم برطرف مى شود؟ اما وقتى حسين را ياد مى كنم، اشكم جارى مى شود و ناله ام بلند مى گردد؟ خداى تعالى او را از اين داستان آگاه كرد و فرمود: كهيعص كاف اسم كربلا و هاء رمز هلاکت عترت طاهره است، و ياء نام يزيد ظالم بر حسين (ع) وعين اشاره به عطش و صاد نشان صبر او است .
زكريا وقتى اين مطلب را شنيد، غمگين شد و تا سه روز از عبادتگاهش بيرون نيامد، و به كسى اجازه ندادكه نزد او بيايد . گريه و ناله سر داد و چنين نوحه كرد: بار الها از مصيبتى كه براى فرزند بهترين خلايق خود، تقديركرده اى دردمندم. خدايا آيا اين مصيبت را بر آستانه او نازل مى كنى؟ آیا جامه اين مصيبت را بر تن على و فاطمه مى پوشانى آیا اين فاجعه را بر ساحت آنان فرود مى آورى؟ بعد از آن گفت: بارالها فرزندى به من عطا كن تا در پيرى چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی من قرار ده آنگاه مرا دردمند اوگردان همچنان كه حبيبت محمد را دردمند فرزندش گرداندى .
خداوند، يحيى را به او بخشيد و او را دردمند وى ساخت. و دوره حمل يحيى شش ماه بود و مدت حمل امام حسين (ع) نيز شش ماه بود و براى آن نيز قضيه اى طولانى است . (1)

  1. كمال الد ين ج2 ص 420.

 | 
                                                    مايه طول عمر
 
  اهتمام و مداومت در دعا براى حضرت قائم‏عليه السلام و تعجيل فرج و ظهور شريفش، مايه طول عمر، و نيز ساير آثار و فوايد صله رحم است. ان شاء اللَّه تعالى.
و دليل بر اين معنى به طور خصوص روايتى است كه در فضيلت دعاى منصوصى آمده. و آن اين‏كه: در مكارم الاخلاق مروى است كه هركه اين دعا را پس از هر نماز واجب بخواند و بر آن مواظبت كند، آن‏قدر زنده خواهد ماند كه از زندگانى سير و ملول شود و به ديدار مولى صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - مشرّف گردد. دعا چنين است: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، اَللَّهُمَّ إِنَّ رَسُولَكَ الصَّادِقُ المُصَدَّقُ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ قالَ إِنَّكَ قُلْتَ: ما تَرَدَّدْتُ فِي شَيْ‏ءٍ أَنَا فاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي فِي قَبْضِ رُوحِ عَبْدِيَ المُؤْمِنِ يَكْرَهُ المَوْتَ وَأَنَا أُكْرِهُ مَساءَتَهُ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ لِأَوْلِى‏آئِكَ الفَرَجَ وَالنَّصْرَ وَالعافِيَةَ، وَلا تَسُوؤُنِي فِي نَفْسِي وَلا فِي فُلانٍ، به جاى كلمه فلان نام هر كس را بخواهد مى‏برد. (1)
اگر بگوييد: چه جهت دارد كه دلالت اين دعا براى تعجيل فرج حضرت صاحب الزمان‏عليه السلام باشد؟
مى‏گويم: وجه استدلال به اين دعا در بخش چهارم كتاب در حرف ف گذشت كه با فرج آن حضرت، فرج تمام اولياى خدا حاصل مى‏گردد، و نيز عافيت و نصرت آنان در زمان ظهور تحقق خواهد يافت، اضافه بر اين‏كه در بعضى از روايات اين عبارت چنين است: وَعَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الفَرَجَ. ...

 

 | 
                         حضرت صاحب الزمان در حقّ او دعا مى‏كند
  چون مقتضاى شكر احسان همين است، و دليل بر آن فرمايش مولى صاحب الزمان‏عليه السلام در دعايى است كه در مهج الدعوات مى‏باشد، و كسانى كه براى يارى دين تو از من پيروى مى‏كنند نيرومند كن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار ده، و بر بدخواهان من و ايشان پيروزشان گردان... . (1)
بدون شك دعا كردن براى آن حضرت و براى تعجيل فرج آن جناب، تبعيت و نصرت است، چون يكى از اقسام نصرت و يارى ايمان و حضرت صاحب الزمان‏عليه السلام، يارى كردن به زبان است، و دعا براى آن حضرت يكى از انواع يارى كردن به زبان مى‏باشد
. و نيز ...
 | 

                                            انتظار در مسيحيت
 
  حضرت عيسى (ع) از ميان مردم رفت .
گروهى از ياران وى گفتند: درست است كه او درگذشت وبه خاك سپرده شد، ولى در روز سوم از قبر خود برخاسته وبه آسمان رفته است و دوباره براى پادشاهى بر روى زمين برخواهد گشت .
همچنين گفتند: حضرت عيسى براى اين كشته شدكه فداى گناهان مردم شود و مدعى شدندكه پيامبران پيشين درد ورنج وتصليب وی را پيشگويى كرده بودند. از نظر مسيحيان، حضرت عيسى (ع) شهيد نشد، بلكه قربانى گناهان مردم گرديد.
تا جايى كه تاريخ نشان مى دهد، اين باور زيربناى مسيحيت بوده است و مسيحيان در تبليغات خود اين مسأله را بسيار مطرح می كنند.
پس از صعود حضرت عيسى (ع) مسيحيان يقين داشتند كه او به زودى مى آید، زيرا از حضرت عيسى (ع) نقل مى شدكه درباره خودگفته است: پسر انسان خواهد آمد در جلال پدر خويش به اتفاق ملائكه خود، و درآن وقت هركس را موافق اعمالش جزا خواهد داد.
شوق ظهورعیسی مسیح(ع) مردم بر اثر علاقه شديد به بازگشت حضرت عيسى (ع) دچار توهمات شدندوتاريخ هايى را براى اين رويداد پيشگويى كردند. اين پيشگويى ها، مانند پيشگويى هاى مشابه آن در اديان ديگر، غلط از آب در آمد و در نتَيجه، رهبران دينى مردم را از اين كار برحذر داشتند .
فرقه هاى منتظر ظهور متعددى پديد آمدكه پايه آن ما را بر اين توهمات گذاشته بودند . مثلاً فردى به نام ويليام ميلر اعلام كرد حضرت عيسى (ع) درسال 843 1 تا 844 1م بازخواهدگشت. پيشگویى وى تحقق نيافت وخود او متعهد شد كه ديگر پيشگويى نكند.
فرقة ادوِنيست هاى روز هفتم كه بر اثر پشگويى هاى این شخص پديد آمد، تا عصر ما باقى است.
گروهى از آناباپتيست ها در قرن شانزدهم، براى آماده كردن زمينه سلطنت هزار ساله حضرت عيسى (ع) برخاستند وبرخى از شهرها را براى مدتى در اختيارگرفتند، ولى شورش آنان بى رحمانه سركوب شد.
ايروينگيان براى سرعت بخشيدن به ظهور آن حضرت، دوازده حوارى تعيين كردند، ولى از اين ابتكار طرفى نبستند.
گروهى از آنان به نام نوايروينگيان براى آن حواريون جانشينانى تعيين كردند و به اين حركت ادامه دادند . گواهان يهوه براى پذيرايى ازحضرت عيسى (ع) و انبياى پيشين در امريكا آپارتمان تهيه كردند.
مورمون ها، كریستادِلفين ها وبرخى از فرقه هاى عجيب وغريب ديگر مسيحيت، براى شتاب دادن به ظهور حضرت عيسى (ع) به كارهايى از اين قبيل دست زدند . (1)

 
 
  1- نشریه موعود شماره 11ص 18.

 | 

بيان دکتر على ابراهيم حسن

  زندگانى حضرت فاطمه صفحه‏ى برجسته‏اى از صفحات تاريخ را تشكيل داده است، در آن صفحه چهره‏هاى گوناگونى از بزرگى و عظمت را مشاهده مى‏كنيم، او همچون بلقيس يا كلئوپاترا نيست كه عظمت خود را از تخت بزرگ و ثروت كلان و زيبائى كم‏نظير خود داشته‏اند، و شهامتش در اعزام و رهبرى لشكرها و فرماندهى بر مردان است، بلكه ما در مقابل شخصيتى قرار گرفته‏ايم توانسته است هاله‏اى از حكمت و شكوه را بر پهنه‏ى گيتى بگستراند حكمتى كه به كتابها و فلاسفه و دانشمندان برنمى‏گردد، بلكه تجربه‏هائى است از روزگار مملو از دگرگونيها و پيش‏آمدهاى ناگهانى، شكوهى كه از فرمانروائى و ثروت برنخاسته بلكه از درون روح و اعماق جان او نشأت گرفته است... (1)

  1ـ فاطمة الزهراء عليهاالسلام تأليف علامه دخيل/ 171.

 | 

بيان عباس محمود عقاد مصرى

  در هر ديانتى چهره‏اى از زن كامل و ارزنده وجود دارد كه معتقدان به آن ديانت در مقابل او تعظيم مى‏كنند و او را بسان آيتى از خدا در بين آفريدگانش از زن و مرد مى‏ستايند، وقتى در بين مسيحيان چهره حضرت مريم عذراء، مقدس است، در اسلام به ناچار مى‏بايست صورت فاطمه زهراء مقدس باشد(1) .

  1ـ اهل البيت تأليف توفيق ابوعلم/ 128.

 | 

بيان عبدالحميد ابن ابى‏الحديد

  رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فاطمه عليهاالسلام را بيش از آن چه كه مردم گمان داشته و به دخترانشان احترام مى‏گذاشتند گرامى مى‏داشت، تا آن جا كه از مرز محبت پدران نسبت به فرزندان گذشت نه يكبار بلكه بارها و در جاهاى گوناگون، نه فقط يك جا، در حضور عام و خاص چنين فرمود:
«انها سيدة نساء العالمين، و انها عديلة مريم بنت عمران، و انها اذا مرت فى الموقف نادى مناد من جهة العرش: يا اهل الموقف غضوا ابصاركم لتعبر فاطمة بنت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم.»
يعنى: او بانوى زنان جهانيان و همتاى مريم دختر عمران است، به هنگام عبور از موقف قيامت منادى از سوى عرش فرياد مى‏زند: اى اهل محشر ديدگانتان را فروبنديد تا فاطمه دختر محمد عبور كند.
اين حديث از احاديث صحيحه است و از اخبار ضعيفه و بى‏اعتبار نيست، رسول خدا هنگامى او را به همسرى على درآورد كه خداوند متعال او را در آسمان با گواهى ملائكه به همسرى على درآورد، و نه يكبار بلكه بارها فرمود:
«يؤذينى ما يؤذيها و يغضبنى ما يغضبها، و انها بضعة منى يريبنى ما رابها» (1) يعنى: آزار مى‏دهد مرا آنچه كه او را آزار مى‏دهد و به خشم درمى‏آورد مرا آنچه كه او را به خشم درمى‏آورد، او پاره تن من است آنچه كه او را ناراحت كند مرا ناراحت مى‏كند.

  1ـ شرح نهج‏البلاغة 9/ 193.

 | 

بيان حافظ ابونعيم اصفهانى

  از پارسايان برگزيده و برگزيدگان پرهيزگار فاطمه رضى اللَّه تعالى عنها است او بانوى بتول، و پاره تن رسول، و نزديكترين فرزندانش به قلب مبارك و نخستين نفر آنان در پيوستن به آن حضرت بعد از رحلتش بود، او از دنيا و بهره‏هايش بر كنار به اسرار و رموز پيچيده آفات و زشتى‏هاى دنيا آشنا بود. (1)

  1ـ حليةالاولياء ط بيروت 2/ 39.

 | 

بيان محمد طلحه شافعى

  بدان، خداوند به وسيله روحى از سوى خود تو را تأييد و پشتيبانى فرمايد، پيشوايان پاكى كه در اين نوشتار سخن از فضائل آنانست، و رهبران نيكوكارى كه در اين كتاب مى‏خواهيم ويژگيهايشان را بازگوئيم، غير از پيوند نسبى با رسول خدا مزيتى ديگر بخاطر پيوند از طريق حضرت زهراء عليهاالسلام دارند، به واسطه آن حضرت، خداوند رتبه‏اى افزونتر و شرافتى برتر، ارزشى والا و والائى ارزشمندتر، جايگاهى برين و برترى مقام، ريشه‏اى پاك، و پاكيزگى ريشه مقدر ساخته است، پس در پرتو روشن بينى خود- خداوند تو را با هدايتش يارى فرمايد- به مفهوم اين آيه شريفه (1)و سبك عبارات و چگونگى اشاراتش به مقام والاى فاطمه عليهاالسلام در درجات شرافت و بزرگوارى نگاه كن، خداوند مقام حضرتش را بيان كرده و سر و رمز دقيق آن را در اينجا آورده كه او را بين حضرت رسول و حضرت على قرار داده و از پيش‏رو و پشت سر اطرافش را گرفته تا بدين وسيله مقام و رتبه او را بازگو فرمايد، از آنجا كه مقصود از كلمه «انفسنا» نفس على به همراه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم است فاطمه عليهاالسلام را بين آن دو قرار داده است زيرا بيان نگهدارى كسى به وسيله خود انسان از نگهدارى به وسيله فرزندان رساتر است. (2)

  1ـ آل‏عمران، 61: فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة اللَّه على الكاذبين.
2ـ مطالب السؤول ط ايران 6- 7.

 | 

بيان ابن‏صباغ مالكى

  ما بخشى از ويژگيهاى برجسته، شرافت نسبى و ارزش‏هاى شخصيتى حضرتش را يادآور مى‏شويم: او «فاطمه زهراء» دختر كسى است كه درباره‏اش آيه شريفه‏ى: «سبحان الذى أسرى بعبده» (1) نازل شد، سومى خورشيد و ماه، دختر بهترين انسان، پاك‏زاد، و به اجماع و اتفاق نظر انديشمندان ژرف‏نگر، بانويى بزرگ مى‏باشد. (2)

  1ـ سوره الاسراء/ 1: پاك و منزه است خداوندى كه بنده‏اش را شبانگاه سير داد...
2ـ الفصول المهمة، ط بيروت،/ 143.

 | 

بيان فخر رازى مفسر معروف قرآن كريم

  فخر رازى صاحب تفسير بزرگ و معروف فخر رازى، در تفسير آيه‏ى شريفه‏ى «كوثر»، وجوه متعددى را نقل كرده است. يكى از اين وجوه آن است كه مراد و هدف از «كوثر»، فرزندان پيامبر اسلام باشد.
وى مى‏گويد: شأن نزول اين آيه، در رد تعيير و شماتت دشمنان پيامبر اسلام بود. كه مى‏گفتند پيامبر «أبتر» (يعنى بدون فرزند و بى‏دنباله و مقطوع‏النسل) است. و هدف از اين آيه آن است كه خداوند متعال آنچنان نسل پربركت بر آن حضرت عنايت مى‏كند كه با گذشت زمان و سپرى شدن ايام و اعصار، همچنان باقى مى‏ماند. نگاه كن كه چه تعداد از خاندان اهل‏بيت، كشته شده‏اند، ولى باز جهان پر است از اولاد و فرزندان خاندان رسالت. ولى از بنى‏اميه با آن همه كثرت تعداد و نفرات، اكنون هيچ فردى كه قابل اعتنا و اهميت و توجه باشد وجود ندارد. ولى بر آنان (فرزندان و اعقاب رسول خدا) نگاه كن: شخصيتهايى از علما و دانشمندان بزرگ مانند باقر، صادق، كاظم، رضا... و امثال آنان، از خاندان رسالت، باقى مانده است».(1)

  1ـ تفسير فخر رازى، ج 32، ص 144 چاپ مطيعه بهيه مصر.

 | 

بيان ابن داود صاحب سنن ابن‏داود

  ابوداود، سليمان بن طيالسى سنن معروف خود مى‏گويد:
«على بن ابى‏طالب فرمودند: آيا نمى‏خواهى كه از خودم و از فاطمه دختر پيامبر اسلام بگويم؟
او با آنكه عزيزترين فرد در نزد پيامبر اسلام بود، در منزل من از فرط دستاس كشيدن (چرخاندن آسياب دستى) دستش زخمى شد، و از فرط حمل آب با كوزه شانه‏اش متألم گرديد، و از جارو كشيدن و نظافت خانه لباس‏هايش كهنه شد. شنيديم كه خدمتگزارانى پيش رسول خدا هستند. فاطمه به سراغ پدر رفت تا كمكى از او دريافت كند و يكى از ان خدمتگزاران را براى كمك در كارهاى خانه از پدر بخواهد. ولى وقتى كه به حضور پدر رسيده بود، با جوانانى در آنجا برخورد كرده و از فرط حجب و حيا خجالت كشيده بود درخواست خود را بازگو كند، و بدون ابراز مطلب بازگشته بود» (1)

  1ـ سنن ابى‏داود، ج 2، ص 334.

 | 

بيان حاكم صاحب مستدرك الصحيحين

  حاكم نيشابورى، صاحب «مستدرك» بر صحيحين در كتاب مشهور خود از عائشه نقل مى‏كند كه پيامبر اسلام در مرض رحلت خود به فاطمه فرمودند:
«دخترم! آيا نمى‏خواهى كه بانوى زنان امت اسلام و تمامى زنان جهان باشى؟»

  لم يوجد هامشاَ.

 | 

بيان بخارى در كتاب صحيح

  بخارى، ابوعبداللَّه محمد بن اسماعيل در صحيح معروف خود، جزء پنجم، ص 17 باب فضائل صحابه (چاپ مكه به سال 1376) با سندهاى خاص خود نقل مى‏كند كه پيامبر اسلام فرمودند:
«فاطمه پاره‏ى تن من است. هر آن كس كه او را به غضب وادارد مرا خشمناك ساخته است».
بخارى در موارد متعددى از كتاب خود، از جمله در ج 3 ص 146 و در جزء چهارم ص 203 نقل مى‏كند كه پيامبر اسلام فرمود: فاطمه پاره‏ى تن من است، هر آن كس كه او را به غضب وادارد مرا ناخشنود كرده است».
و در جزء پنجم ص 20 مى‏گويد: «فاطمه بانوى زنان بهشتى است».

  لم يوجد هامشاَ.

 | 

بيان ترمذى در كتاب صحيح

  ترمذى، يكى ديگر از ارباب سنن در صحيح خود در اين باره مى‏گويد: «از عايشه سؤال شد كدام يك از مردم، محبوب‏ترين افراد در نزد رسول خدا بودند؟ گفت: فاطمه، پرسيده شد: از مردان؟ گفت: همسرش على». (1)

  1 ـ الاسلام والشيعة محمود شهابى.

 | 

بيان مسلم در كتاب صحيح

  مسلم بن حجاج قشيرى (م 261 ه) يكى از ارباب صحاح شش‏گانه در صحيح معروف خود مى‏گويد: «فاطمه پاره‏ى تن پيامبر است. پيامبر را مى‏رنجاند كسى كه او را رنجانده باشد و پيامبر را خوشحال مى‏سازد كسى كه زهرا را خوشحال كرده باشد».

  لم يوجد هامشاَ.

 | 

بيان خطيب بغدادى

  خطيب بغدادى، احمد بن على مورخ و محقق قرن پنجم، در تاريخ معروف خود، «تاريخ بغداد او مدينة الاسلام» در قسمت شرح حال حسين بن معاذ، با سندهاى خاص خود از عائشه نقل مى‏كند كه از پيامبر اسلام (ص) نقل كرده است:
«هنگامى كه هنگامه‏ى روز محشر برپا مى‏گردد، ندا درمى‏دهند كه اى انبوه مردم! سرهاى خود را پايين‏تر بگيريد تا فاطمه، دختر پيامبر اسلام عبور كند» (1)
و در نقل ديگرى آورده است: ندادهنده‏اى در روز محشر ندا درمى‏دهد: چشمان خود را بپوشانيد تا فاطمه دختر محمد (ص) عبور كند. (2)

  1 ـ الاسلام والشيعه محمود شهابى ج 1 ص 212.
2 ـ بخارى ج 2 ص 185.

 | 

بيان توفيق ابوعلم

  استاد توفيق ابوعلم كه يكى از نويسندگان معاصر از پژوهشگران مصر است، كتابى تحت همين عنوان و نام زيباى «فاطمة الزهراء» نوشته است كه يكى از آثار توجه‏انگيز در اين زمينه است و خوشبختانه توسط جناب آقاى صادقى به فارسى نيز ترجمه شده است.
وى در اين كتاب مى‏نويسد: «فاطمه يكى از سازندگان تاريخ اسلام است. در عظمت شأن و رفعت مقام ارجمند او همين بس كه او تنها دختر بزرگوار پيامبر بزرگ (ص) و همسر امام على بن ابى‏طالب و مادر حسن و حسين (ع) است. در حقيقت او، آرام جان و سرور دل پيامبر خدا بود. زهرا، همان بانويى كه ميليونها آدمى را چشم و دل به سوى اوست و نام گرامى‏اش بر زبان ايشان است، بانويى كه پدرش او را «مام پدر خود» مى‏خواند. تاج كرامتى كه پدر بر تارك دختر خويش نهاد، مستوجب تكريم است». (1)

  1 ـ فاطمه زهرا، ص 214.

 | 

بيان قندوزى صاحب ينابيع‏المودة

  و در كتاب «ينابيع‏المودّة» با اسناد خويش از اسن بن مالك روايت كرده است كه: «پيامبر اسلام هر صبح موقع نماز به در خانه‏ى فاطمه مى‏آمد و آنان را به نماز فرامى‏خواند و آيه‏ى «إنما يريد اللَّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» را تلاوت مى‏كرد و اين كار 9 ماه ادامه داشت (به جاى شش ماه كه در روايت قبلى ذكر شده بود). اين خبر از سيصد تن از صحابه نقل شده است. (1)

  1 ـ الاسلام والشيعه، محمود شهابى، ج 1، ص 223.

 | 

بيان احمد بن حنبل

  احمد بن حنبل امام و پيشواى فقه اهل سنت، در جزء سوم مسند خود، با اسناد خاص خويش از مالك بن انس نقل كرده است:
«شش ماه بود كه پيامبر اسلام، هر روز هنگامى كه به نماز صبح مى‏رفتند، از درب خانه‏ى فاطمه عبور مى‏كردند و مى‏فرمودند: «نماز! نماز! اى اهل‏بيت»... و آنگاه آيه‏ى «انما يريد اللَّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» را تلاوت مى‏فرمودند».

  لم يوجد هامشاَ.

 | 

رحلت نبى مكرم اسلام

  بر طبق روايات مشهور ميان محدثين شيعه، رحلت رسول خدا (ص) در روز دوشنبه بيست و هشتم ماه صفر اتفاق افتاد، ولى مشهور نزد اهل سنت آن است كه آن مصيبت بزرگ در روز دوازدهم ربيع‏الاول واقع شد و در آن موقع شصت و سه سال از عمر شريف آن حضرت گذشته بود.
و چون اميرالمؤمنين (ع) طبق وصيت رسول خدا (ص) خواست بدن آن حضرت را غسل دهد فضل بن عباس را طلبيد تا به او كمك كند و بدو دستور داد چشمان خود را ببندد و آب به دست على (ع) بدهد، و بدين ترتيب على (ع) جنازه را غسل داد و حنوط و كفن كرد، سپس به تنهايى بر او نماز خواند، آنگاه از خانه بيرون آمده و رو به مردم كرد و گفت:
- همانا پيغمبر در زندگى و پس از مرگ امام و پيشواى ماست اكنون دسته دسته بياييد و بر او نماز بخوانيد، و پس از انجام اين كار عباس بن عبدالمطلب شخصى را به نزد ابوعبيده جراح كه براى مردم مكه قبر مى‏كند فرستاد تا او كار حفر قبر آن حضرت را به عهده گيرد و در همان اتاقى كه پيغمبر از دنيا رفته بود قبرى حفر كرده و همانجا آن حضرت را دفن كردند. و چون هنگام دفن شد انصار مدينه از پشت خانه صدا زدند: يا على براى خدا حق ما را نيز در اين روز فراموش نكن و اجازه بده تا يكى از ما نيز در دفن رسول خدا شركت جويد و ما نيز از اين افتخار سهم و نصيبى ببريم. على (ع) اجازه داد اوس بن خولى- كه يكى از شركت كنندگان در جنگ بدر و از بزرگان قبيله بنى‏عوف بود- در مراسم دفن آن حضرت شركت جويد و چون اوس بن خولى به داخل خانه آمد على (ع) بدو فرمود:
- تو در ميان قبر برو، و على (ع) جنازه‏ى رسول خدا (ص) را برداشته بر دست او نهاد و اوس جنازه را در قبر نهاد و چون روى زمين قبر قرار گرفت بدو فرمود: اكنون بيرون آى، سپس خود اميرالمؤمنين (ع) داخل قبر شد و بند كفن را از طرف سر باز كرد و گونه‏ى مبارك رسول خدا را روى خاك نهاد و لحد چيده خاك روى قبر ريختند و بدين ترتيب با يك دنيا اندوه و غم بدن مطهر رسول خدا (ص) را در خاك دفن كردند.

  لم يوجد هامشاَ.

 | 

مشاهدات عايشه در آخرين لحظات عمر پيامبر

  عن عائشة ان رسول‏اللَّه (ص) دعا فاطمة ابنته فسارها فبكت، ثم سارها فضحكت، فقالت عائشة: فقلت لفاطمة: ما هذالذى سارك به رسوله اللَّه (ص) فبكيت ثم سارك فضحكت؟ قالت: سارنى فاخبرنى بموته فبكيت، ثم سارنى فاخبرنى انى اول من يتبعه من اهله فضحكت و فى رواية اخرى: ثم سارنى ثانية و اخبرنى انى سيدة نساء اهل الجنة فضحكت.(1)
عايشه مى‏گويد: رسول خدا در ساعات آخر عمرش حضرت فاطمه را به حضورش فراخواند و لحظاتى به نجوا و صحبت محرمانه پرداخت، من از دور ديدم كه فاطمه عليهاالسلام نخست گريه كرد و سپس خنديد. من از اين كار تعجب كرده و از دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پرسيدم: يا فاطمه! با پيامبر خدا چه صحبتى كرديد كه اول گريه كردى و سپس خنديدى؟ او از فاش كردن موضوع مذاكره خوددارى كرد، ولى پس از رحلت پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله چون از وى دوباره خواستم كه آن را بگويد، فرمودند: پدرم در مرحله‏ى نخست، از رحلت خود به من خبر داد و لذا گريه كردم، ولى سپس به من فرمود: اولين كسى كه از خانواده‏ام به من ملحق مى‏شود تو هستى و لذا خنده نمودم. و در يك روايت ديگر فرمودند: تو سيده و سرور زنان اهل بهشتى و از اين جهت خوشحال شدم.

  1ـ صحيح مسليم، ج 16 به شرح نووى، ص 5- 6 و با مختصر تفاوتى كامل ابن‏اثير، ج 2، ص 323.

 | 

آخرين لحظات عمر پيامبر و حالات حضرت زهرا

  اضطراب و دلهره سراسر «مدينه» را فراگرفته بود. ياران پيامبر با ديدگانى اشكبار، و دلهائى آكنده از اندوه دور خانه‏ى پيامبر گرد آمده بودند، تا از سرانجام بيمارى پيامبر آگاه شوند.
گزارشهائى كه از داخل خانه به بيرون مى‏رسيد، از وخامت وضع مزاجى آن حضرت حكايت مى‏كرد؛ و هر نوع اميد به بهبودى را از بين مى‏برد و مطمئن مى‏ساخت كه جز ساعاتى چند، از آخرين شعله‏هاى نشاط زندگى پيامبر باقى نمانده است.
گروهى از ياران آن حضرت علاقمند بودند كه از نزديك رهبر عاليقدر خود را زيارت كنند، ولى وخامت وضع پيامبر اجازه نمى‏داد در اطاقى كه وى در آن بسترى گرديده بود؛ جز اهل‏بيت وى، كسى رفت و آمد كند.
دختر گرامى و يگانه يادگار پيامبر، فاطمه (ع)، در كنار بستر پدر نشسته بود، و بر چهره‏ى نورانى او نظاره مى‏كرد. او مشاهده مى‏نمود كه عرق مرگ، بسان دانه‏هاى مرواريد، از پيشانى و صورت پدرش سرازير مى‏گردد. زهرا (ع)، با قلبى فشرده و ديدگانى پر از اشك و گلوى گرفته، شعر زير را كه از سروده‏هاى ابوطالب درباره پيامبر عاليقدر بود، زمزمه مى‏كرد و مى‏گفت:

  ....................

 | 

حضور حضرت زهرا در حجةالوداع و غديرخم

  جنب و جوش فوق‏العاده‏اى كه «مدينه» را در كام خود فروبرده بود، به اين خاطر بود كه پيامبر عاليقدر اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلم اعلام داشت مى‏خواهد حج وداع انجام دهد. خبر انجام آخرين حج پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مردم شهر را به تحرك و رفت و آمدهاى شتاب‏آميزى واداشت و قبايل و چادرنشينهاى اطراف را هم تا آنجا كه از اين دعوت اطلاع يافته بودند، به داخل شهر كشاند. مدينه شاهد روزهاى شادى و شكوهمندى بود.
نموده بود، پس از اينكه به نعمت والاى ولايت و امامت دست يافت به صورت گروههاى مختلف راهى ديار خود گرديدند.
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم با يك دنيا شادى فرياد برداشت: يوم غديرخم، افضل اعياد امتى... (17)
روز عيد غديرخم، از بهترين عيدهاى امت من است.

...............................

 | 
اين متن را حافظ سليمان بن ابراهيم قندوزى، متوفاى 1294 ه . از بزرگان اهل سنت در كتاب ارزشمند «ينابيع‏المودة‏» روايت كرده (28) و جمع كثيرى از علماى بزرگ شيعه آن را در منابع حديثى خود آورده‏اند كه از آن جمله است:

1- ابوجعفر احمدبن محمد بن خالد برقى، متوفاى 274 ه . (29)

2- على بن حسين بن موسى بن بابويه - پدر شيخ صدوق - متوفاى‏329 ه . (30)

3- محمدبن يعقوب كلينى، متوفاى‏329 ه. (31)

4- محمد بن ابراهيم نعمانى، از بزرگان شيعه در قرن چهاردهم هجرى. (32)

5 - محمد بن على بن بابويه، مشهور به «شيخ صدوق‏» متوفاى 381 ه . (33)

6 - ابوجعفر محمد بن حسن طوسى، متوفاى 460 ه . (34)

7- سيد هاشم بحرانى، متوفاى‏1109 ه . (35)

8 - مولى محمد باقر مجلسى، متوفاى 1110 ه . (36)

5..........

 | 
اشاره :

من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتته جاهليه «كسى كه بميرد و نشناسد امام زمانش را همانا با مرگ در جهالت مرده است‏» شناخت موعود آخر الزمان و حجت‏بر حق زمان، تكليف هميشه شيعه اهل بيت است.
در اين باره روايات بسيارى در منابع روايى مسلمين اعم از شيعيان و برادران اهل تسنن آمده است.
واحد تحقيقات مركز فرهنگى موعود، تحقيق و تفحص درباره روايات را در دستور كار خود قرار داده است. اين مقاله، در زمره اولين آثارى است كه بحضور طالبان چشمه خورشيد تقديم مى‏شود.

 

از دلايل عقلى و نقلى فراوانى استفاده مى‏شود كه بايد همه انسانها در همه اعصار و امصار، امام زمان خود را بشناسند، وگرنه رشته اتصال آنان از آئين مقدس اسلام گسسته، به عهد بربريت و جاهليت‏خواهند پيوست.

در اين مقاله ما در صدد برشمردن دلايل عقلى و نقلى اين حقيقت نيستيم، بلكه تنها از اسناد و مدارك حديث معروف: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتته جاهلية‏» سخن خواهيم گفت و تعبيرهاى مختلف اين حديث‏شريف را به مقدارى كه در يك مقال بگنجد برخواهيم شمرد.

با توجه به اين كه اين حديث‏با تعبيرهاى مختلفى در منابع اهل تشيع و تسنن آمده، متون وارده را با دقت كامل بررسى كرده، در سه بخش تقديم خوانندگان گرامى مى‏نماييم:

1-متونى كه عينا - بدون هيچ كم و زياد - در منابع شيعه و سنى آمده است.

2- متونى كه فقط در منابع اهل سنت آمده است.

3- متونى كه فقط در منابع شيعه وارد شده است.

بخش اول:
متونى كه در منابع شيعه و سنى بدون هيچ كم و كاست آمده:

1- «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية‏»:

«هركس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است.»

اين متن مشهورترين متن اين حديث‏شريف است كه جمع كثيرى از علماى شيعه و سنى آن را با سلسله اسناد خود، در كتابهاى حديثى،لام صلى‏الله عليه و آله روايت كرده‏اند.

و اينك راويان اين حديث‏با اين تعبير از علماى شيعه:

1- سيد مرتضى علم‏الهدى، متوفاى‏436 ه . (1)

2- امين‏الاسلام، ابوعلى، فضل بن حسن طبرسى، متوفاى 548 ه. (2)

3- على بن عيسى اربلى، متوفاى‏693 ه . (3)

4- على بن حسين بن عبدالعالى، مشهور به «محقق كركى‏» متوفاى 940 ه . (4)

5 - شيخ بهاءالدين محمد عاملى، مشهور به «شيخ بهائى‏» متوفاى 1030 ه . (5)

6 - ملا محسن فيض كاشانى، متوفاى 1091 ه . (6)

7- محمدبن حسن، مشهور به «شيخ حر عاملى‏» متوفاى 4-11 ه. (7)

8 - مولى محمد باقر مجلسى، متوفاى 1110 ه . (8)

و اما راويان اين حديث‏شريف به همين تعبير از اهل سنت:

1- مسلم بن حجاج نيشابورى، متوفاى 261 ه . (9)

2- قاضى عبدالجبار معتزلى، متوفاى 415 ه . (10)

3- محمدبن فتوح حميدى، متوفاى 488 ه . (11)

4- مسعودبن عمر بن عبدالله، مشهور به «سعدالدين تفتازانى‏» متوفاى 791 ه . (12)

5 - على بن سلطان، مشهور به «ملا على قارى‏» (13)

6 - مولى حيدر على فيض‏آبادى هندى، متوفاى 1205 ه . (14)

7- حافظ سليمان‏بن ابراهيم قندوزى، متوفاى 1294 ه . (15)

2- «من مات ولم يعرف امام زمانه فقد مات ميتة جاهلية‏»:

در اين متن فقط كلمه «فقد» بر متن نخستين افزوده شده و مفهوم حديث را با تاكيد بيشترى بيان مى‏كند.

اين متن را از علماى بزرگ شيعه: ابوجعفر محمد بن على بن شهراشوب، متوفاى 588 ه . روايت كرده (16) و از علماى اهل سنت گروهى آن را نقل كرده‏اند كه از آن جمله است:

1- شيخ ابوسعيد خادمى حنفى، متوفاى 1168 ه . (17)

2- قاضى بهلول بهجت افندى، مشهور به «قاضى زنگنه زورى‏» متوفاى 1350 ه . (18)

3- «من مات بغير امام مات ميتة جاهلية‏»:

«هر كس بدون امام از دنيا برود به مرگ جاهلى از دنيا رفته است.»

راويان حديث‏شريف از علماى شيعه:

هور به «شيخ مفيد» متوفاى‏413 ه . (19)

2- محمد بن مسعود بن عياش سلمى، از بزرگان قرن سوم هجرى. (20)

3- شيخ محمد مشهدى، از علماى قرن دوازدهم هجرى. (21)

و اما راويان آن از علماى بزرگ اهل سنت:

1- ابوداوود سليمان بن داود طيالسى، متوفاى 204 ه . (22)

2- احمد حنبل پيشواى حنابله، متوفاى 241 ه . (23)

3- ابوالقاسم سليمان بن احمد طبرانى، متوفاى 360 ه . (24)

4- عبدالحميد، ابن ابى‏الحديد معتزلى، متوفاى‏656 ه . (25)

5- نورالدين على بن ابى بكر هيثمى، متوفاى‏807 ه . (26)

6- على بن حسام‏الدين، مشهور به «متقى هندى‏» متوفاى 975 ه. (27)

7- محمد بن سليمان مغربى، متوفاى 1094 ه . (27)

4- «من مات لا يعرف امامه مات ميتة جاهلية‏»:

«هركس بميرد و امامش را نشناسد با مرگ جاهلى مرده است.»

 | 
يكهزار و يكصد و هفتاد سال‌ پيش‌ بنيانگذار حكومت‌ واحد جهاني‌، براساس‌ عدالت‌ و آزادي‌، ويرانگر كاخهاي‌ ظلم‌ و استبداد، منتقم‌ خون‌ مظلومان‌ در راستاي‌ تاريخ‌، منجي‌ بشريت‌، دست‌ نيرومند حضرت‌ احديت‌، اندكي‌ پس‌ از ولادت‌، در آستين‌ غيبت‌ فرو رفت‌، تا پس‌ از سپري‌ شدن‌ دوران‌ غيبت‌ كبري‌ ظهور كرده‌، خون‌ مظلومان‌ تاريخ‌ را از ستم‌پيشگان‌ خون‌آشام‌ بگيرد.
يكي‌ از صدها نام‌ نامي‌ و اسم‌ گرامي‌ آن‌ مصلح‌ آسماني‌ «منتقم‌» است‌، چنان‌كه‌ خداوند منان‌ جمال‌ عالم‌ آراي‌ آن‌ ستارة‌ فروزان‌ را در شب‌ معراج‌ به‌ خاتم‌ پيامبران‌ ارايه‌ نموده‌ و از آن‌ كعبة‌ مقصود و قبلة‌ موعود به‌ «منتقم‌» ياد كرده‌ است‌. 1
 | 

نقد و بررسى چند حديث مشهور

امسال در حالى به استقبال يكهزار و يكصد و هفتادمين سالروز ميلاد مسعود »موعود كعبه« مى‏رويم كه آستان ملك پاسبان«مولود كعبه» مورد تهاجم شديد استكبار جهانى و ايادى داخلى آن قرار دارد و كهنسال‏ترين آكادمى علمى شيعيان سخت‏ترين روزهاى خود را در حيات علمى هزارساله پشت سر مى‏گذارد.
بسيار طبيعى است ......

 | 
حكومت مستضعفين
«و نريد وان نمن على‏الذين استضعفوا فى‏الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم وارثين ] و نمكن لهم فى‏الارض ...» (1)
اراده ما بر اين است كه بر مستضعفان روى زمين منت‏بگذاريم و آنها را پيشوايان و وارثين زمين قرار دهيم، و حكومت آنها را در زمين پابرجا بسازيم.
پيام اين آيه، بشارت به يك سنت الهى در همه قرون و اعصار است كه هر جا مستضعفان تحت‏سلطه زورمندان قرار گيرند، اراده خداوند بر اين قرار گرفته است كه زمانى فرا مى‏رسد كه اينها طعم شيرين پيروزى حق بر باطل را مى‏چشند و سرانجام حكومت و رهبرى زمين به آنها اعطا مى‏شود.


 

 | 

موعود در قران

پیامبران بهترین رهاورد و توشه را به مردم داده و آنها را به یک امر واقعى و حقیقى رهنمون کرده‏اند و چنین چیزى باید باقى بماند. بنابراین، اراده الهى بر این قرار گرفته که چنین دینى باید پا برجا و جهانى شود و سایر ادیان را تحت‏سیطره خود قرار دهد و آنچه را که باطل و جزء اوهام و خرافات است از بین ببرد.
«هوالذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین کله و لوکره المشرکون‏»
«او کسى است که رسول خود را همراه با هدایت و آئین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان پیروز کند هر چند که مشرکان کراهت داشته باشند.»

 | 

هندوها و بشارت موعود

  دركتاب هاى مذهبى مقدسى كه در ميان هنديان به عنوان كتاب هاى آسمانی شناخته شده و آورندگان اين كتاب ها به عنوان پيامبر شناخته مى شوند، تصريحات بسيارى به وجود مقدس مهدى موعود(ع) و ظهور مبارك آن حضرت شده است كه قسمتى از آن ها را مى آوريم: دركتاب اوپانيشاد كه يكى ازكتب معتبره و از منابع هندوها به شمار مى رود، بشارت ظهور مهدى موعود(ع) چنين آمده است: "اين مظهر ويشنو مظهر دهم در انقضاى كلى يا عصرآهن، سوار بر اسب سفيدى، در حالى كه شمشير برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد، ظاهر مى شود و شريران را هلاک مى سازد .
دركتاب باسك كه ازكتب مقدسه آسمانی هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولى عصر(ع) چنين آمده است دور دنيا تمام مى شود . پادشاه عادلى در آخرالزمان، كه پيشواى ملائكه و پريان و آدميان باشد و حق و راستى با او باشد و آن چه در دریا و زمين ها وكوه ها پنهان باشد، همه را به دست آورد و از آسمان ها و زمين و آن چه باشد خبر مى دهد و از او بزرگ تر كسى به دنيا نيايد.
دركتاب پاتيكل نيزكه ازكتب مقدسه هندويان است، بشارت ظهور حضرت چنين آمده است: چون مدت روز تمام شود، دنياى كهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملك تازه پيدا شود؟ از فرزندان دو پيشواى بزرگ جهان كه يكى ناموس آخرالزمان و ديگرى صديق اكبر يعنى وصی بزرگتر وى كه پشن نام دارد و نام آن صاحب ملك تازه راهنما است. به حق پادشاه شود و خليفه رام باشد و حكم براند و او را معجزه بسيار باشد....در اين بشارت، مقصود ازناموس آخرالزمان پيامبر اسلا(ص) است. پشن نام هندى حضرت على (ع) است صاحب ملك تازه ، حضرت ولى عصر(ع) است و راهنما نام مبارك حضرت مهدى (ع) است وكله رام به لغت سانسكريتى، نام اقدس حضرت احدیت است .
دركتاب وشن جوك نيز بشارت به ظهور حضرت آمد ه است: آخر دنيا به كسى برمى گردد كه خدا را دوست مى دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او خجسته و فرخنده باشد. دركتاب دید كه ازكتب مقدسه هنديان است آمده كه: پس از خرابى دنيا، پادشاهى در آخرالزمان پيدا شودكه پيشواى خلايق باشد و نام منصور باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود درآورد... دركتاب دادتگ نيزآمده است: بعد از آن كه مسلمانى به هم رسد، در آخرالزمان، و اسلام در ميان مسلمانان از ظلم ظالمان و فسق عالمان و برطرف شود و دنيا مملو از ظلم و ستم شود. دست حق به در آيد و جانشين آخر ممتاطا(1)ظهوركند و شرق و مغرب عالم را بگيرد .
و دركتاب ريگ و دا آمده است كه: ويشنو در ميان مردم ظاهر مى گردد... او از همه كس قوى تر است... در يك دست ويشنو نجات دهنده شمشيرى به مانند ستاره دنباله دار و در دست ديگرش انگشترى درخشنده دارد، هنگام ظهور وى، خورشيد و ماه تاريك مى شوند و زمين خواهد لرزيد
دركتاب شاكمونى نيزكه ازكتب مقدسه هنديان است آمده: پادشاهى و دولت دنيا به فرزند سيد خلايق دو جهان گشن بزرگوار تمام شود، و اوكسى باشدكه بركوه هاى مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان كند، و بر ابرها سوار شود و فرشتگان، كاركنان او باشند دين خدا يك دين شود و زنده گردد و نام او ايستاده باشد و خداشناس باشد. گشن در لغت هندى نام پيامبر(ص) است و حضرت مهدى (ع) به نام ايستاده و خداشناس مى خوانند(2)

  1- در زبان هندى به معنى محمد، است.
2- اديان و مهدويت محمد بهشتى ص 16 ظهور حضرت مهدى (ع) ازديدگاه اسلام مذهب و ملل جهان، هاشمی شهيدى ص302.

 | 

تورات و بشارت موعود

  دركتاب تورات كه ازكتب آسمانى به شمار مى ر ود و هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آن ها است، بشارات زيادى از آمدن مهدى موعود و ظهور مصلحى جهانى در آخرالزمان آمده است.
در زبور حضرت داود(ع) كه تحت عنوان مزامير در لابلاى كتب عهد عتيق آمده، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) به بيان هاى گوناگون داده شده است و در 35 بخش از مزامير 150 گانه، اشاره اى به ظهور مبارك آن حضرت ونويدى از پيروزى صالحان بر شریران وتشكيل حكومت واحد جهانى وتبديل اديان ومذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد، موجود است (1) و جالب این كه مطالبى كه قرآن كريم درباره ظهور حضرت مهدى (ع) اززبور نقل كرده است، عيناً در زبور فعلى موجود و از دستبرد تحريف وتفسير مصون مانده است. قرآن كريم چنين مى فرمايد:ولقد کتبنا فی الزبور من بعده الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون (2) ما علاوه بر ذكر (تورات) در زبور نوشتيم كه درآينده بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد. مقصود از ذكر در آيه شريفه، تورات موسى (ع) است كه زبور داود(ع) پيرو شريعت تورات بوده است . در زبور آمده است:... زيراكه شريران منقطع مى شوند. اما متوکلان به خداوند وارث زمين خواهند شد (3) اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقى بماند، در او مردمان بركت خواهند يافت وتمامى قبايل او را خجسته خواهندگفت، بلكه اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد وتمامى زمين از جلالش پر شود، دعاى داوود پسر يسئ تمام شد. (4)
دركتاب اشعياى نبى كه يكى از ييامبران پیرو تورات است، بشارات فراوانى درباره ظهور حضرت آمده است: ونهالى ازتنه يسی (5) بيرون آمده، شاخه اى از ريشه هايش خواهد شگفت وروح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... مسكينان رابه عدالت داورى خواهد كرد وبه جهت مظلومان زمين، به راستى حكم خواهد نمود. كمربند كمرش عدالت خواهد بود وكمربند ميانش امانت(6) منظور از نهالى كه از تنه يسی خواهد روييد" ممكن است يكى از چهار نفر: حضرات داود، سليمان، عيسى و مهدى (ع)و باشند؟ ولى دقت و بررسى كامل آيات مذكور نشان مى دهدكه منظور از اين نهال، هيچ يك از آن پيامبران نيستند، بلكه همه آن بشارت ها ويژه قائم آل محمد(ع) است، زيرا حضرت داود وسليمان د فرزندان پسرى يسی ، وحضرت عيسى (ع) نواده دخترى وى، و مهدى (ع) نيز از جانب مادرش، جناب نرجس خاتون- كه دختر يشوعا، پسر قيصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواریون حضرت عيسى (ع) بوده، ونسب شريفش به (ع)شمعون صفا، وصی حضرت عيسى (ع) می رسد نواده دخترى يسی مى باشد. (7) دركتاب يوئيل نبى كه از پيامبران پيرو تورات است، چنين آمده است: آن گاه جميع امت ها را جمع كرده، به وادى يهوشافاظ (8) فرود خواهم آورد و در آن جا با ايشان درباره قوم خود وميراث خويش، اسرائيل را محاكمه خواهم نمود. زيرا كه ايشان را در ميان امت ها پراكنده ساخته وزمين مرا تقسيم نموده اند وبر قوم من قرعه انداخته وپسرى در عوض فاحشه داده و دخترى به شراب فروخته اند تا بنوشند (9)
دركتاب عاموس نبی (10) وهوشع نبى (11)نيز از نزول حضرت عيسى (ع) وداورى آن حضرت سخن به ميان آمدهاست . دركتاب "زکرياى نبى " بشارت ظهور مهدى (ع) چنين آمده است: اينك روز خداوند مى آيد وغنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد . وجميع امت ها را به ضد اورشليم براى جنگ فراهم خواهد كرد وشهر را خواهند گرفت وخانه ها را تاراج خواهند نمود . وخداوند بيرون آمده با آن قوم ها مقاتله خواهد كرد چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود... و آن يك روز معروف خداوند خواهد بود... ويهوه خدا بر تمامى زمين پادشاه خواهد بود..(12)
لازم به ياد آورى است كه دركتب عهدين تورات وانجيل كلمه "خداوند بيشتر در مورد حضرت عيسى (ع) به كار مى رود. دركتاب "حزقيال نبى نيز در مورد حضرت مهدى (ع) و سرنوشت اسرائيل و جهانى شدن آيين توحيد خبرهايى آمده ادست:.. و اما تو اى پسر انسان خداوند يهوه چنين مى فرمايد: كه به هر جنس مرغان وبه همه حيوانات صحرا بگو: جمع شويد وبياييد ونزد قربانى من كه آن را براى شما ذبح مى نمايم فراهم آييد . قربانى عظيمى كه بر كوه هاى اسرائيل، تاگوشت بخورید و خون بنوشيد. و خداوند يهو ه مى گويد: كه بر سفره من از اسبان وسواران وجباران وهمه مردان جنگى سير خواهيد شد. ومن جلال خود را در ميان أمت ها قرار خواهم داد و جميع امت ها داورى مراكه آن را اجرا خواهم داشت ودست مراكه بر ايشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود..... (13)بايد توجه داشت كه منظور از "پسر انسان مانند كلمه مسيح ، حضرت عيسى (ع) نيست؟ بلكه مراد از آن، حضرت مهدى (ع) است، زيرا در انجيل بيش از هشتاد باركلمه پسر انسان آمده است كه تنها در سى مورد آن حضرت مسيح (ع) اراده شده است. (14)
دركتاب حَجئ نبى نيز بشارت ظهور آمده است: يهوه صبايوت چنين مى گويد: يك دفعه ديگر آسمان ها وزمين ودريا وخشكى را متزلزل خواهم ساخت وتمامى امت ها را متزلزل خواهم ساخت و فضيلت جميع امت ها خواهد آمد . اين خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت..(15) كه در آن به تشكيل حكومت واحد جهانى اشاره شده است. دركتاب "صفنیاى نبى همچنين آمده است:... خداوند مى گويد: براى من منتظر باشيد، تا روزى كه به جهت غارت برخيزم، زيراكه قصد من اين است كه أمت ها را جمع نمايم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود وتمامى حدت خشم خويش را بر ايشان بريزم، زيراكه تمامى جهان به آتش غيرت من سوخته خواهد شد...(16) نيز دركتاب دانيال نبى آمده كه: امير عظيمى كه براى پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست.. بسيارى از آنانى كه در خاك زمين خوابيده اند بيدار خواهند شد...(17)

  1- آخرین اميد، داود الهامى ص 193
2- سوره انبياء، آیه 105
3- عهد عتيق كتاب مزامير مزمور37.
4- همان، مزمور 72.
5- يسی به معناى قوى، پدر حضرت داود و نوه "راعوت " است، و به طورى مشهور بود كه داود را پسر "يسی" مى ناميدند در صورتى كه خود داود شهرت و شخصيت عظيمی داشته و از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل بوده است. قاموس كتاب مقدس.
6- تورات، كتاب اشعياىنبی، باب 11.
7- ظهور حضرت مهدى ا ز ديدگاه اسلام، مذاهب وملل جهان هاشمى شهيدى، ص 312
8- نام صحراى است در نزديكى بيت المقدس كه اكنون وادى قدرون ناميده مى شود لغت نامه دهخدا ص 177
9- تورات، كتاب يوئيل نبى، ص 1327باب 3 بندهاى 2 و 3.
10- تورات، كتاب قاموس نبى، ص1333 باب 4 بندهاى 12 و 3 1.
11- تورات، كتاب هوشع نبى ص 1314باب 5، بندهاى 14 و 15.
12- تورات كتاب زكرياى نبى ص 1382 باب 4 1، بندهاى ا- 10
13- تورات كتاب حزقيال نبى ص 265 1باب 39، بند 7 1- 23.
14- قاموس کتاب مقدس، ماد ه پسر خواهرص 219
15- كتاب مقدس كتاب حجی نبى ص 1367باب 2بندهاى 6- 9.
16- كتاب مقدس كتاب صفنياى نبی ص 1363باب 3، بندهاى 5- 9.
17- كتاب مقدس كتاب دانيال نبی ص 1309 باب 12 بندهاى1- 12.

 | 

زرتشت و بشارت موعود

 

  در منابع زرتشتيان تصريحات بسيارى به ظهور حضرت مهدى (ع) شده است كه قسمتى از آن ها را در اين جا مى آوريم: دركتاب زند كه ازكتب مقدسه زرتشتيان است، درباره انقراض اشرار ووراثت صلحا مى گوید:لشكر اهريمنان با ايزدان، دايم در روى خاكدان محاربه وكشمكش دارند وغالباً پیروزى با اهريمنان باشد، امَا نه به طورى كه بتوانند ايزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد. آنگاه پيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند، وتمام اقتدار اهریمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپیروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده، بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست .(1)
در بخش گات ها كه يكى از بخش هاى چهارگانه اوستا ست، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) وسيطره جهانى آن حضرت آمده است:... وهنگامى كه سزاى اين گناهكاران فرا رسد، پس آنگاه اى مزدا كشورت را بهمن در پايان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاريم از آنانى باشيم كه زندگى تازه كنند. كى اى مزدا بامداد روز فراز آيد، جهان دين راستين فرا گيرد، با آموزش هاى فزايش بخش پر خرد رهانندگان، كيانند آنانى كه بهمن به يارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزيدم اى اهورا بهمن را نماينده توانايى و منش نيك وراستى وپارسايى دادار اهور مزدا، تفسير كرده اند (2)
جاماسب دركتاب معروف خود جاماسب نامه مى گويد: پيغمبر عرب، آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوه هاى مكه پيدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چيز خورد، وبه روش بندگان نشيند، واو را سايه نباشد وازپشت سر، مثل پيش رو ببيند. دين او اشرف اديان باشد وكتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را . واز فرزندان دختر آن پيغمبركه خورشيد جهان وشاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنياكه مکه باشد ودولت اوتا به قيامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنيا تمام شود... همه جهان را يك دين كند ودين گبرى وزرتشتى نماند، وپيغمبران خدا وحكيمان وپرى زادان وديوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفيدرويان در خدمت او باشند... (3)
در زند و هومن یسن از ظهور شخصيت فوق العاده اى بنام سوشيانس نجات دهنده بزرگ خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنين مى گويد. نشانه هاى شگفت انگيزى در آسمان پديد آيدكه به ظهور منجى جهان دلالت مى كند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنيا پيام مى فرستند. سوشيانس دين را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و همگفتار و همكردارگرداند.(4)لازم به ياد آورى است كه اعتقاد يه ظهور سوسیانس در ميان ملت ايران باستان به اندازه اى رايج بوده است كه حتى در موقع شكست هاى جنگى وفراز ونشيب هاى زندگى با يادآورى ظهور چنين نجات دهنده مقتدرى، خود را از يأس ونا اميدى نجات مى دادند. (5)

  1- بشارت عهدین ص237
2- بشارات عهدين استدراكات، پس از مقدمه چاپ دوم ص 10 و 11.
3- لمعات النور، ج 1 ص 23- 25.
4- او خواهد آمد على اكبر مهدى پور، ص 08 1 و 121 و 122.
5- ظهور حضرت مهدى (ع) از دیدگاه اسلام ، مذاهب و ملل جهان، هاشمى شهيدى ص 355.

 | 
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Digital Classic Template

template id : TBF_007 template name : Digital Classic

emamat-mahdi

سعيد

http://emamat-mahdi.blogfa.com

گل نرگس

إهداء :
به بهار دلها به صفاي لحظه ها ...
به قلب طپنده و تپش قلبها ...
به نور ديدگان و طراوت روزگاران ...
به آرزوي چشم انتظاران ...
به امام مهدي صاحب العصر و الزمان ...
و تقديم به همه ديده به راهان و منتظرانش نگاهی موشکافانه به امامت مهدی موعود (عج) Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt