تبليغاتX
گل نرگس

  در منابع زرتشتيان تصريحات بسيارى به ظهور حضرت مهدى (ع) شده است كه قسمتى از آن ها را در اين جا مى آوريم: دركتاب زند كه ازكتب مقدسه زرتشتيان است، درباره انقراض اشرار ووراثت صلحا مى گوید:لشكر اهريمنان با ايزدان، دايم در روى خاكدان محاربه وكشمكش دارند وغالباً پیروزى با اهريمنان باشد، امَا نه به طورى كه بتوانند ايزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد. آنگاه پيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند، وتمام اقتدار اهریمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپیروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده، بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست .(1)
در بخش گات ها كه يكى از بخش هاى چهارگانه اوستا ست، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) وسيطره جهانى آن حضرت آمده است:... وهنگامى كه سزاى اين گناهكاران فرا رسد، پس آنگاه اى مزدا كشورت را بهمن در پايان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاريم از آنانى باشيم كه زندگى تازه كنند. كى اى مزدا بامداد روز فراز آيد، جهان دين راستين فرا گيرد، با آموزش هاى فزايش بخش پر خرد رهانندگان، كيانند آنانى كه بهمن به يارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزيدم اى اهورا بهمن را نماينده توانايى و منش نيك وراستى وپارسايى دادار اهور مزدا، تفسير كرده اند (2)
جاماسب دركتاب معروف خود جاماسب نامه مى گويد: پيغمبر عرب، آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوه هاى مكه پيدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چيز خورد، وبه روش بندگان نشيند، واو را سايه نباشد وازپشت سر، مثل پيش رو ببيند. دين او اشرف اديان باشد وكتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را . واز فرزندان دختر آن پيغمبركه خورشيد جهان وشاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنياكه مکه باشد ودولت اوتا به قيامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنيا تمام شود... همه جهان را يك دين كند ودين گبرى وزرتشتى نماند، وپيغمبران خدا وحكيمان وپرى زادان وديوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفيدرويان در خدمت او باشند... (3)
در زند و هومن یسن از ظهور شخصيت فوق العاده اى بنام سوشيانس نجات دهنده بزرگ خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنين مى گويد. نشانه هاى شگفت انگيزى در آسمان پديد آيدكه به ظهور منجى جهان دلالت مى كند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنيا پيام مى فرستند. سوشيانس دين را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و همگفتار و همكردارگرداند.(4)لازم به ياد آورى است كه اعتقاد يه ظهور سوسیانس در ميان ملت ايران باستان به اندازه اى رايج بوده است كه حتى در موقع شكست هاى جنگى وفراز ونشيب هاى زندگى با يادآورى ظهور چنين نجات دهنده مقتدرى، خود را از يأس ونا اميدى نجات مى دادند. (5)

  1- بشارت عهدین ص237
2- بشارات عهدين استدراكات، پس از مقدمه چاپ دوم ص 10 و 11.
3- لمعات النور، ج 1 ص 23- 25.
4- او خواهد آمد على اكبر مهدى پور، ص 08 1 و 121 و 122.
5- ظهور حضرت مهدى (ع) از دیدگاه اسلام ، مذاهب و ملل جهان، هاشمى شهيدى ص 355.

 | 
دوباره سلام

وبلاگ من تازه اپدیت شده حتما اون رو ببینید و لطفا نظرتون رو بگید .

وبلاگ جدید

 | 

حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه امير المومنين علي (عليه السلام)
قال امير المومنين  (لولده ) الحسين  :  التاسع من ولدك يا حسين هو القائم بالحق و المظهر للدين و الباسط للعدل ، قال الحسين (عليه السلام) فقلت له :
و ان ذلك لكائن ؟ فقال  :  اي والذي بعث محمدا" بالنبوه و الصطفاه علي جميع البريه و لكن بعد غيبه و حيره لا يثبت فيها علي دينه الا المخلصون المباشرون لرح اليقين الذين اخذ الله ميثاقهم بولايتنا الايمان  ايدهم بروح منه . [1]
حضرت امير المومنين (عليه السلام) به فرزندش حسين (عليه السلام) فرمود : نهمين فرزنتد تو اي حسين قائم به حق و مظهر دين و گستراننده عدل خواهد بود ، امام حسين (عليه السلام) فرمود : ......................

 | 
باعرض سلام

من یه وبلاگ جدید راه انداختم برید یه سری بزنید و نظرتون رو بگید خلی ممنون میشم .

امامت ( وبلاگ جدید من )

 | 
امام حسين-ع:
قيام و انقلاب من نه از روي خودخواهي و خوشگذراني و فساد و ظلم است،
بلكه من در پي اصلاح امت جدم و برپايي امربه معروف و نهي از منكر هستم.

 

هر دم به گوشم مي‏رسد آواي زنگ قافله
اين قافله تا كربلا ديگر ندارد فاصله
يك زن ميان محملي اندر غم و تاب و تب است
اين زن صدايش آشناست اي واي من اين زينب است

 

امام حسين-ع:
ادب آن است كه وقتي از منزلت خارج شدي،
هركس را كه ديدي او را از خود بهتر بداني.
.
.
سلام بر حسين-ع و بر كلامي
كه از لبهاي خشكيده اش جاري شد

 

 | 
امام حسين-ع:
قيام و انقلاب من نه از روي خودخواهي و خوشگذراني و فساد و ظلم است،
بلكه من در پي اصلاح امت جدم و برپايي امربه معروف و نهي از منكر هستم.

 

هر دم به گوشم مي‏رسد آواي زنگ قافله
اين قافله تا كربلا ديگر ندارد فاصله
يك زن ميان محملي اندر غم و تاب و تب است
اين زن صدايش آشناست اي واي من اين زينب است

 

امام حسين-ع:
ادب آن است كه وقتي از منزلت خارج شدي،
هركس را كه ديدي او را از خود بهتر بداني.
.
.
سلام بر حسين-ع و بر كلامي
كه از لبهاي خشكيده اش جاري شد

 ادامه جملات در ادامه مطلب قرار داره حتما اونها رو بخونید

 | 

خطبه امام عليه‏السلام شب عاشورا

 

امام عليه‏السلام ياران خود را نزديك غروب به نزد خود فراخواند.

على بن الحسين عليه‏السلام مى‏فرمايد: من نيز خدمت پدرم رفتم تا گفتار او را بشنوم در حالى كه بيمار بودم، پدرم به اصحاب خود مى‏فرمود:

"اثنى على الله احسن الثنأ و احمده على السرأ و الضرأ، اللهم انى احمدك على ان اكرمتنا بالنبوة و جعلت لنا اسماعا و ابصارا و افئده و علمتنا القرآن و فقهتنا فى الدين فاجعلنا لك من الشاكرين، اما بعد فانى لا اعلم اصحابا او فى ولا خيرا من اصحابى ولا اهل‌بيت ابر ولا اوصل من اهل‌بيتى فجزاكم الله جميعا عنى خيرا. الا و انى لاظن يومنا من هؤلأ الاعدأ غدا و انى قد اذنت لكم جميعا فانطلقوا فى حل ليس عليكم منى ذمام، هذا الليل قد غشيكم فاتخذوه و جملا و لياخذ كل رجل منكم بيد رجل من اهل‌بيتى فجزاكم الله جميعا ثم تفرقوا فى البلاد فى سوادكم و مدائنكم حتى يفرج الله فان القوم يطلبوننى و لو اصابونى لهوا عن طلب غيرى."(3)

من يارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهل‌بيتى فرمانبردارتر و به صله رحم پاى بندتر از اهل‌بيتم نمى‌شناسم، خدا شما را به خاطر يارى من جزاى خير دهد! من مى‏دانم كه فردا كار ما با اينان به جنگ خواهد انجاميد. من به شما اجازه مى‏دهم و بيعت خود را از شما بر مى‏دارم تا از سياهى شب براى پيمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده كنيد و هر يك از شما دست يك تن از اهل‌بيت مرا بگيريد و در روستاها و شهرها پراكنده شويد تا خداوند فرج خود را براى شما مقرر دارد. اين مردم، مرا

 | 

شهادت حضرت اباالفضل العباس (ع)

حضرت عباس عليه السلام كه اكبر اولاد ام البنين و پسر چهارم اميرالمؤمنين عليه السلام بود و كنيتش ابوالفضل و ملقب به سقا و صاحب لواي امام حسين عليه السلام بود، چنان جمال دل آرا و طلعتي زيبا داشت كه او را ماه بني هاشم مي‌گفتند و چندان جسيم و بلند بالا بود كه بر پشت اسب قوي و فربه بر نشستي پاي مباركش بر زمين مي‌كشيدي. او را از مادر و پدر سه برادر بود كه هيچكدام را فرزند نبود. ابوالفضل عليه السلام اول ايشان را به جنگ فرستاد تا كشته ايشان را به بيند و ادراك اجر مصائب ايشان فرمايد. پس از شهادت ايشان به نحوي كه ذكر شد بعضي از ارباب مقاتل گفته‌اند كه چون آن جناب تنهائي برادر خود را ديد به خدمت برادر آمده عرض كرد اي برادر آيا رخصت مي‌فرمائي كه جان خود را فداي تو گردانم؟ حضرت از استماع سخن جانسوز او به گريه آمد و گريه سختي نمود، پس فرمود اي برادر تو صاحب لواي مني چون تو نماني كس با من نماند. ابوالفضل عليه السلام عرض كرد سينه‌ام تنگ شده و از زندگاني دنيا سير گشته ام و اراده كرده ام كه از اين جماعت منافقين خونخواهي خود كنم.حضرت فرمود پس الحال كه عازم سفر آخر گريده اي‏‏، پس طلب كن از براي اين كودكان كمي از آب، پس حضرت عباس عَلَيْه السًَلام حركت فرمود و در برابر صفوف لشكر ايستاد و لواي نصيحت و موعظت افراشته و هر چه توانست پند و نصيحت كرد و كلمات آن بزر گوار اصلاً در قلب آن سنگدلان اثر نكرد.

 | 

قال الصادق (ع)  :

إنَّ اللهَ أجلُّ وَ أعظَمُ مِن أن يَترُکَ الأرضَ بِغَيرِ امامٍ عَدلٍ . ( کمال الدين 1/229 و 234 )

به راستي  خداي ، والاتر و بزرگتر از آن است که زمين را بي امام عادل رها سازد .

 

 | 

شناسنامه حضرت مهدي (عج)

 

نام              :  م ح م د

لقب            : مهدي (عج)

كنيه             : ابالقاسم

نام پدر          : حسن بن علي

نام مادر        : نرجس

محل تولد      : سامراء

روز و ماه تولد : پنجشنبه ، پانزدهم شعبان المعظم

سال ولادت    : 255 هجري

مدت عمر      : خداوند مي داند .

 

 | 

 اسامى و اوصاف و القاب حضرت مهدى عليه السلام

 

                مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مى كند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است:

                محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و... .( [40] )

                كنيه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه هاى ايشان شمرده است.

                در اينجا به ذكر پاره اى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد.

                قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مى تواند مصداق داشته باشد.

                ديگر اينكه، آنچه ذكر مى شود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژه اى مفرد يا جمله اى توصيفى باشد.

                بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين.

                خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.

                وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.

                باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.

                داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.

                سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

                ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.

                حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.

                نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.

                عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

                سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.

                خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).

                علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.

                سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.

                عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.

                القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بى نظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.

                العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

                السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد.

                القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.

                شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.

                ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.

                نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.

                الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.

                الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.

                صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.

                صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

                مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.

                ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.

                مهدى الامم: هدايتگر همه امّت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.

                جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.

                ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.

                دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

                الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.

                محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.

               مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

                معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.

                مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.

                منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.

                سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.

                ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

                مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.

                ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.

                كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

                تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.

                وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.

                رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

                حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

                معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانش هاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

                نظام الدين: نظام بخش دين.

                يعسوب المتقين: پيشواى متقين.

                معزّ الاولياء: عزت بخش ياران.

                مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.

                وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران.

                نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق.

                الوتر الموتور: خونخواه شهيدان.

                كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.

                المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.

                المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها.

                المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

                المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.

                المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

                جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

                السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.

                صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.

               مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.

                الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.

                المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.

                المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.

 

 | 

معجزه بزرگ

در طول غيبت امام عصر ارواحنا فداه بعضي اين سخن باطل را مطرح كرده اند كه امام دوازدهم هرگز به دنيا نيامده يا از دنيا رفته است و مخصوصا هر چه غيبت كبري ادامه مي يابد اين فكر در ذهن سست عنصران قوت ميگيرد و افراد بيشتر به اين معتقد ميشوند تا جايي كه از علامتهاي ظهور ان حضرت تزلزل اكثر شيعيان و ارتداد آنها شمرده شده است .

لكن مهمترين دليل را بر وجود مسعود آن امام نهان بايد بقاء و استمرارنهضت غدير دانست كه چگونه در طول قرن ها با وجود غيبت ظاهري پرچمدار اين حركت ادامه يافته است و مشتي شيعه بي پناه در ميان انبوه دشمنان گرگ صفت سالها هجران را پشت سر مي نهد و قرون غيبت را طي مي كنند و لحظه به لحظه گسترده تر مي گردد در حالي كه هادي وراهبر خود را در ظاهر نمي بيند و امام و پناه خود را نمي يابد .

آن بزرگوار نيز خود به اين مهم اشاره نموده و در توقيعي به شيخ مفيد رحمة الله مي فرمايد:

همانا سر پرستي شما را به بوته اهمال نگذاشتم و

يادتان را فراموش نكرده ام و اگر جز اين بود گرفتاريها

و فشارها بر شما وارد مي شد و دشمنان ريشه هايتان

را مي كندند.

اگر نبود سرپرستي آن حضرت آنهم با تمام اهتمام ، چگونه شيعه در بدترين شرائط ياراي ادامه حيات در ميان دشمناني را داشت كه تمام امكانات اعم از اكثريت مردمي و زمامداري حكومت و تسلط بر بيت المال در اختيارشان بوده است حاكماني شيعه ستيز كه بغض اهل بيت (ع) را از شير مادر مكيده اند و دلهاي مالامال از عداوت و دشمني با شجره ولايت كه بوئي از رحم ومروت از آن بر نمي خيزد ، نفرت از آل محمد(ص) چون پرده خون چشمشان را گرفته است با كفار و يهود و نصاري محبوس مي آميزد ولي به خون دوستان علي (ع) سفره خود رنگين ميكنند و لذت طعام خود را از به خون طپيدن كبوتران فاطمه (س) مي طلبند .

در اين دوران است كه تشيع نسل به نسل منتقل مي شود و قريه به قريه پيش مي رود و شهرها را مسخر دلها مي كند و اين نيست مگر بذل عنايت آن مسند نشين پرده غيبت و توجهات آن هماي رحمت .
 | 

حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت رضا (عليه السلام)
عن الحسن بن خالد قال :
قال علي بن موسي الرضا (عليه السلام) :
لا دين لمن لا ورع له . و ان اكرمكم عند الله اتقاكم اي اعلملكم بالتقوي . ثم قال ان الرابع من وليد ابن سيده ا لاماء يطهر الله به الارض من كل خور وظلم و هو الذي يشك الناس في ولادته و هو صاحب الغيبه فاذا خرج اشرقت الارض بنور ربها و وضع ميزان العدل بين الناس فلا يظلم احد احدا" و هو الذي تطوي له الراض و لا يكون له ظل و هو الذي ينايد مناد من السماء يسمعه جميع اهل الارض الا ان حجه الله قد ظهر عند بيت الله فاتبعوه فان الحق فيه و معه و هو قول الله عزوجل : ( ان نشاء ننزل عليهم من ا لسماء آيه فظلت اعناقهم لها خاضعين ) [1]
از حسن بن خالد گويد :
حضرت علي بن موسي الرضا (عليه السلام) فرمود :
آن كس كه ورع ندارد دين ندارد، گرامي ترين مردم نزد خدا پرهيزكارترين آنان است يعني عمل كننده ترين شما به تقوي . بعد فرمود :............

 | 

حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت كاظم (عليه السلام)
و عن يونس بن عبدالرحمن قال :
دخلت علي موسي بن جعفر (عليه السلام) فقلت له :
يا ابن رسول الله انت القائم بامر ( بالحق) الله ؟
فقال انا القائم و لكن القائم الذي يطهر الارض من اعداء الله و يملاها عدلا كما ملئت جورا و هو الخامس من ولدي له غيبه يطول امدها خوفا" علي نفسه و يرتد فيها قوم و يثبت فيها آخرون . [1]
يونس بن عبدالرحمن مي گويد :
بر حضرت موسي بن جعفر u وارد شدم و به او عرض كردم ، يابن رسول الله تو قائم بامر الله مي باشي ؟
فرمود : ...........................

 | 

حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت صادق (عليه السلام)
روي المفضل بن عمر عال :
سمعت ابا عبد الله (عليه السلام) يقول :
ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها , و استغني العباد عن ضوء الشمس , و ذهبت الظلمه , و يعمر الرجل في ملكه حتي يولد له الف ذكر , لا تولد فيهم انثي و تظهر الارض كنوزها حتي تراها الناس علي وجهها , و يطلب الرجل منكم من يصله بماله , و ياخذ من زكاته , لا يوجود احد يقبل منه ذلك , استغني الناس بما رزقهم من فضله. [1]
مفضل بن عمر مي گويد :
شنيدم از امام صادق (عليه السلام) كه مي فرمود :
به درستي كه قائم ما هنگامي كه قيام كند (ظهور نمايد) زمين به نور خداوند (توسط حضرت) روشن مي شود و مردم از روشني آفتاب مستغني شوند , ظلمت و تاريك از بين خواهد رفت و مردم آن زمان عمر طولاني كنند , تا هزار فرزند پسر به آنان عنايت شود كه بين آنها دختري نباشد , زمين گنجهاي خود را ظاهري و آشكار مي نمايد و همه مردم آن را خواهند ديد و طلب كنند.

 | 

حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت باقر (عليه السلام)
عن ابي جعفر محمد بن علي الباقر (عليه السلام) انه قال : يظهر المهدي (عليه السلام) يوم عاشورا و هو اليوم الذي قتل فيه جده الحسين بن علي (عليه السلام) و كاني به يوم السبت العاشر من المحرم بين الركن و المقام و جبرائيل عن يمينه و ميكائيل عن يساره و يصير اليه شيعته ( اي اتباعه اليه ) من الاطراف ( اي اطراف الدنيا) تطوري لهم الارض فيملا الارض عدلا كما ملئت ظلما و جورا. [1]
امام باقر (عليه السلام) فرمود :
به درستي كه مهدي (عليه السلام) در روز ..................

 | 

حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت سجاد (عليه السلام)
وعن زين العابدين علي بن الحسين عن ابيه عن جده (عليه السلام) قال :
قال رسول الله (ص) :
الائمه من بعدي اثنا عشر اولهم انت يا علي و آخرهم الذي يفتح الله علي يديه مشارق الارض و مغاربها. [1]
از حضرت زين العابدين علي بن الحسين (عليه السلام) روايت شده كه فرمود :
شنيدم از پدرم و او از پدرش كه پيامبر اسلام (ص) فرمود :
امامان بعد ازمن دوازده نفرند ا ول ايشان تو مي باشدي يا علي و آخرينشان قائم است كه خداوند متعال به وسيله ( بر دستهاي ) او مشارق و مغارب آن را فتح مي نمايد .
عن علي بن الحسين (عليه السلام) :
اذا قام قائمنا اذهب الله عنهم العاهه و جعل قلوبهم كزيز الحديد ، قوه كل رجل قوه اربعين رجلا" . [2]
در كتاب ربيع ازامام چهارم حضرت زين العابدين (عليه السلام) روايتي است كه حضرت فرمود :
وقتي كه قائم ،قيام و ظهور نمايد ، خداوند متعال (به بركت بقيه الله ) آفت و بالا را از مردم دور كند و قلب آنها را چون پاره آهن محكم فرمايد , و هر يك از مردان داري توان و قدرت چهل مرد مي شوند .
قال علي بن الحسين (عليه السلام) :
من ثبت علي موالاتنا في غيبه قائمنا اعطاه الله اجر الف شهيد مثل شهداء بدر و احد . [3]
امام چهارم حضرت سجاد (عليه السلام) فرمود :
هر كس ( از دوستان و پيروان ما ) ثابت قدم و استوار بماند ، در زمان غيبت قائم ما ، خداوند متعال بهاو اجر و پاداش هزار شهيد مانند شهداء ( صدر اسلام ) بدر و احد را عطا فرمائيد .
عن سعيد بن جبير قال :
سمعت زين العابدين علي بن الحسين (عليه السلام) يقول :
في القائم منا سنن من سنن الانبيا (عليه السلام) سنه من آدم و سنه من نوح و سنه من ابراهيم و سنه من موسي و سنه من عيسي و سنه من ايوب و سنه من محمد (ص) فاما من آدم و من نوح فطول العمر و اما من ابراهيم فخفاه الولاده و اعتزال الناس و اما من موسي فالخوف و الغيبه وا ما من عيسي فاختلاف الناس فيه و اما من ايوب فالفرج بعد البلوي ، و اما من محمد (ص) فالخروج بالسيف. [4]
از سعيد بن جبير روايت شده كه او گفت :
شنيدم ،حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) مي فرمود: در قائم نشانه هايي از پيامبران است ، نشانه اي از آدم و نشانه اي از نوح و نشانه اي از ابراهيم و از موسي و عيس و محمد و ايوب (عليه السلام) نشانه هايي دارد ، اما نشانه اي كه از آدم و نوح دارد طول عمر است و نشانه اي كه از ابراهيم دارد ، مخفي الولاده بودن ولادتش و دوري از مردم و نشانه اي كه از موسي دارد ، ترس و غيبت از مدرم ، و نشانه اي كه از عيسي دارد ،اختلافي كه مردم درباره او دارند ، و نشانه اي كه از ايوب دارد فرج بعد از شدت و نشانه اي كه از محمد (ص) دارد ، (ظهور ) و قايم با شمشير است .
از غيبت فضل بن شاذان به سند خود از ابي حمزه روايت كرده كه گفت :
خدمت علي بن الحسين (عليه السلام) مشرف شدم صحيفه اي در دست او بود و گريه شديدي مي كرد ، عرض كردم اين صحيفه چيست ؟ فرمود اين صحيفه اي است كه خداي تعالي براي جدم رسول خدا (ص) هديه فرستاد و در ان اسامي ما ائمه مذكور است ، سپس اسامي ما ائمه مذكور است ، سپس اسامي ائمه را تا حضرت عسكري باري او ذكر مي كند و سپس مي فرمايد ، و پسر او حجت خداست كه به امر الهي قيام كند و از دشمنان خدا انتقام مي كشد و از براي او غيبتي طولاني باشد . [5]
________________________________________
[1] كشف الغمه ، ج 3 ، ص 419
[2] الف ) اثبات الهدي ، ج 7 ، ص 231 - ب ) كتاب الغيبه ، ص 317
[3] بحار الانوار ، ج 51 ، ص 217
[4] بحار الانوار ، ج 51 ، ص 217
[5] كلم الطيب ، ص 557

 

 | 

حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت امام حسين (عليه السلام)
قال الحسين (عليه السلام) لو قد قام المهدي لا نكره ا لناس ، لانه يرجع اليهم شابا و هم يحسبونه شيخا كبيرا . [1]
امام حسين (عليه السلام) فرمود :
هنگامي كه حضرت مهدي قيام كند مردم او را نشناسند و منكر او خواهند بود، زيرا به صورت جواني بيايد و در حالي كه مردم گمان دارند كه او پير سالخورده اي است .
عن الحسين بن علي (عليه السلام) قال :
دخلت انا و اخي علي جدي رسول الله (ص) فاجلسني علي فخذه و اجلس اخي الحسن علي فخذه الاخري ثم قال لنا :
بابي انتما من امامين صالحين اختاركما الله مني و من ابيكما و امكما و اختار من صلبك يا حسين تسعه ائمه تاسعهم قائمهم كلهم في الفضل و المنزله سواء. [2]
امام حسن (عليه السلام) فرمود :
روزي من و برادرم بر جدم رسول خدا (ص) وارد شديم خدا مرا روي ران خود نشاند و برادرم حسن را بر ران ديگر ، سپس به ما فرمود :
پدرم فداي شما ، شما دو امام صلاحيد ، كه حق تعالي اختيار فرموده شما را از من و از پدر شما و مادر شما و از نسل تو اي حسين نه امام در ازل برگزيده كه نهم ايشان امام قائم مي باشد كه همه آنان در فضل و منزلت يكسانند .
عن عبدالله بن عمر قال :
سمعت الحسين بن علي (عليه السلام) يقول :
لو لم يبقي من ا لدنيا الا يوم واد لطول الله عزوجل ذلك اليوم حتي يخرج رجل من ولدي يملاها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما ، كذلك سمعت رسول الله (عليه السلام) يقول . [3]
عبدالله بن عمر مي گويد :
شنيدم از حسين بن علي (عليه السلام) مي فرمود :
اگر جز يك روز از عمر دنيا نمانده باشد خداوندآن روز را چندان دراز گرداند ، تا مردي ازاولاد من قيام كند و زمني را پر از عدل و داد نمايد ، چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد ، همچنين همين سخن را از رسول خدا (ص) شنيدم .
عن رجل من همدان قال : سمعت الحسين بن علي (عليه السلام) يقول :
قائم هذه الامه هو اتاسع من ولدي و هو صاحل الغيبه و هو الذي يقسم ميراثه و هو حي . [4]
مردي از همدان روايت نموده كه گفت :
شنيدم از امام حسين (عليه السلام) مي فرمد :
قائم اينامت كه نهمين فرزند من است و هم اوست كه از نظرها غائب شود ،و در حال حيات و ميراث خود را تقسيم مي كند .
قال الامام الحسين بن علي (عليه السلام) :
في التاسع من ولدي سنه من يوسف و سنه من موسي بن عمران و هو قائمنا اهل البيت يصلح الله تبارك و تعالي امره في ليله واحده . [5]
امام حسين (عليه السلام) فرمود :
در نهمين فرزندم سنتي از يوسف و سنتي از موسي بن عمران مي باشد و او قائم ما اهل بيت است كه خداوند در يك شب كار او را اصلاح مي كند . ( اشاره به اين كه خداوند وسائل ظهور او را فراهم آورد و ياران او را به گردش جمع مي كند .
________________________________________
[1]  اثبات الهدي ، ج7 ، ص 215 ، نقل از عقد الدر
[2] كشف الغمه ، ج 3 ص 425
[3] بحار الانوار ، ج 51،  ص 133
[4]  همان ماخذ
[5] بحار الانوار ، ج 51 ، 132

 

 | 

حكومت جهاني حضرت مهدي «عج» از ديدگاه رسول اكرم
عن سعيد بن جبير عن ابن عباس رضي الله عنهما قال : قال رسول الله  :  ان عليا وصي و من ولده القائم المنتظر المهدي الذي يملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما والذي  بعثني بالحق بشيرا و نذيرا ان الثابتين علي القول بامامته في زمان غيبته لاغر من الكبريت الاحمر . [1]
فقام اليه جابر بن عبدالله فقال يا رسول الله و للقائم من ولدك غيبه . قال :  اي و ربي ليمحص الله ا لذين آمنو و يمحق الكافرين ، ثم قال : يا جابر ان هذا امر من امر الله و سر من اسرار الله فاياك و الشك فان الشك في امر الله عزوجل كفر . [2]
سعيد بن جبير از ابن عباس ( رضي الله عنهما ) نقل مي كند كه او گفت :  رسول خدا  فرمود :  به درستي كه همانا علي وصي من است و از فرزندان اوست زمين را از عدل و داد چنان پر شده باشد از جور و ستم پرشده ، مملو مي سازد . سوگند به آن كس كه مرا به حق بشارت  انذار دهنده برانگيخت كساني كه بر قول امامت او در زمان غيبتش ثابت و استوار بمانند تحقيقا" گران بهاترند از كبريت احمر ، جابر بين عبدلله برخاست و عرض كرد :
اي رسول خدا براي قائم از فرزندان شما غيبتي باشد ؟ فرمود :  آري به پروردگارم سوگند كساين كه به او ايمان آورده اند پاك و منزه مي نمايد . و كفر را نابود مي سازد ، آنگاه فرمود :
اي جابر اين ( غيبت و ظهور ) امري از قضا و قدر الهي و سري از اسرار الهي است . مبادا در آن شك و ترديدي روا داري . ( به درستي كه ) شك در امر خدا كفر است .
2 عن سعيد بن جبير ، عن ابن عباس ، قال ، قال رسول الله  :
ان خلفائي و اوصيائيي و حجج الله علي الخلق بعدي ، الاثنا عشر اولهم علي و آخرهم ولدي المهدي ، فينزل روح الله عيسي بن مريم فيصلي خلف المهدي و تشرق الارض بنور ربها و بيلغ سلطانه المشرق و المغرب . [3]
سعيد بن جبير ، از ابن عباس روايت مي كند كه او گفت :
پيامبر خدا ص فرمود :
به درستي كه خلفا ( جانشينان ) و اوصياي من حجت هاي خدا بر خلق پس از من دوازده تن مي باشند ، نخستين آنها علي و آخرينشان فرزندم مهدي است ، روح الله عيسي بن مريم از آسمان فرود آيد و پشت سر مهدي نماز مي خواند ، سپس او زمين را به خداوند متعال روشن مي سازد و سلطنت او ( در تمام كره زمين ) در مشرق و مغرب گسترش پيدا ميكند.
عن ابن عمر قال :  قال رسول الله  :  يخرج المهدي و علي راسه ملك ينادي هذا المهدي خليفه الله  فاتبعوه . [4]
ابن عمر مي گويد :  رسول خدا  فرمود : مهدي خروج مي كند و در بالاي سر او فرشته اي ندا مي دهد ، اين شخص مهدي ، خليفه خداست از او پيروي كنيد .
عن ابن عباس قال :  قال رسول الله  :  ان الله  فتح هذا الدين بعلي و اذا قتل فسد الدين و لا يصلحه الا المهدي . [5]
ابن عباس گويد :  رسول خدا  فرمود :  به درستي كه خداوند متعال اين دين ( اسلام ) را توسط علي فتح و گشايش و پيروز نمود ، پس از كشته شدهن ( علي ) دين فاسد مي شود و آن را جز مهدي كسي اصلاح نمي كند .
عن ابي سعيد الخدري قال :  قال رسول الله  ابشركم بالمهدي يبعث في امتي علي اختلاف من الناس و زلزال ، يملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما , يرضي نه ساكن السماء و الارض تمام الخبر . [6]
ابي سعيد خدري گويد :  كه پيامبر اسلام  فرمود :  شما را به مهدي بشارت مي دهم : كه او هنگام اختلاف و تزلزل مردم در امت من مبعوث شود و زمين را از عدل و داد پر كند چنان كه از ظلم و ستم پر شده باشد ، واهل آسمان از وي خشنود و راضي شوند ( تا آخر خبر ) .
________________________________________
[1]شيي با ارزش ولي كمياب
[2]الف ) ينابيع الموده ، ص 448 - ب ) فرائدالسمطين ، ج 2 ، ص 335 - ج ) اثبات الهدي ، ج 6 ص 39
[3]الموده ، ص 447
[4]ينابيع الموده ، ص 447
[5]السمطين ، ج 2 ، ص 316 ـ بدون خليفه الله .
[6]الف ) ينابيع الموده ، ص 431 - ب ) اثبات الهدي ، ج 7 ، ص 8

 

 | 

حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه امام حسن مجتبي (عليه السلام)
لما صالح الحسن بن علي (عليه السلام) معاويه (لع) دخل الناس عليه و لامه بعض الشيعه علي بيعته فقال (عليه السلام) :
ما تدرون ما عملت و الله الذي عملت خير لشيعتي مما طلعت عليه الشمس او غربت الا تعلمون اني امامكم و مفترض الطاعه عليكم واحد سيدي شباب اهل الجنه بنص من رسول الله (ص) علي ؟ قالو بلي ، قال (عليه السلام) :
اما علمتم ان الخضر لما خرق السفينه و قتل الغلام و اقام لاجدار و كان ذلك سخطا لموسي بن عمران (عليه السلام) اذ خفي عليه وجه الحكمه في ذلك و كان عندالله حكمه و صوابا؟ اما علمتم انه ما منا احد الا و يقع في عنقه بيعه لطاغيه في زمانه الا القئم الذي يصلي روح الله عيس بن مريم خلفه و ان الله عزوجل يخفي ولادته و يغيب شخصه لئلا يكون في عنقه بيعه اذا خرج ذلك التاسع من ولد اخي الحسين بن سيده الاماء يطيل الله عمره في غيبته ثم يظهره يقدرته في صوره شاب دون اربعين سنه ذلك ليعلم ان الله علي كل شي قدير . [1]
هنگامي كه امام حسن (عليه السلام) با معاويه (لع) صلح كرد . ( آنهم با شروطي كه در صلح  نامه مي باشد ) گروهي از مردم بر حضرت امام حسن (عليه السلام) وارد شدند ، برخي از شيعيان حضرت را سرزنش و ملامت كردند ، كه چرا معاويه صلح نمودي . حضرت فرمود :

 | 

حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه امير المومنين علي (عليه السلام)
قال امير المومنين  (لولده ) الحسين  :  التاسع من ولدك يا حسين هو القائم بالحق و المظهر للدين و الباسط للعدل ، قال الحسين (عليه السلام) فقلت له :
و ان ذلك لكائن ؟ فقال  :  اي والذي بعث محمدا" بالنبوه و الصطفاه علي جميع البريه و لكن بعد غيبه و حيره لا يثبت فيها علي دينه الا المخلصون المباشرون لرح اليقين الذين اخذ الله ميثاقهم بولايتنا الايمان  ايدهم بروح منه . [1]
حضرت امير المومنين (عليه السلام) به فرزندش حسين (عليه السلام) فرمود : نهمين فرزنتد تو اي حسين قائم به حق و مظهر دين و گستراننده عدل خواهد بود ، امام حسين (عليه السلام) فرمود : كه

 | 

نهج البلاغه و مهدى(عج) 

  مسأله مهدويت در نهج البلاغه از دو نظر قابل بررسى است.
يكى از ديدگاه ملاحم وپيشگويى هاى امام(ع)وديگر مربوط به آينده جهان است.
واما خطبه هايى كه حضرت در آن ها به مهدويت اشاره كرده اند: خطبه 0 10، 138، 150, 182، 187، 195 وحكمت 47 1 و 0259
در نهج البلاغه امير مؤمنان(ع)درباره حضرت مهدى(ع)سخنانى آمده است. براى نمونه درباره سيرت حضرت ولى عصر(ع)در خطبه شيوايى چنين آمده: جامه حكمت به تن كرده،و آن را با جميع آداب و شرايطش،از توجه و شناخت و اتصال با او وگسستن از غير او، فراگرفته است. پس حكمت نزد آن حضرت گمشده اوست كه در جست و جوى آن كوشا است و آرزوى اوست كه به برآورده شدنش دل بسته است.هنگامى كه فتنه ها روى آورده اسلام غريب شود،او درگوشه اى عزلت مى گزيند و غربت اختيار مى نمايد. رنج ها را به جان مى خرد و از عزلتگاه خود بيرون نمى آيد.او يگانه بازمانده از حجت هاى پروردگار و واپسين جانشين از تبار پيامبران است.(1)

 | 
ارزش انسان نزد خدا
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ، فرمودند :
« هرکس دوست دارد که بداند چه جایگاهی نزد خدای متعال دارد نگاه به خود کند وبنگرد خداوند چه مرتبه و منزلتی نزد او دارد زیرا ، خداوند بنده اش را آن گونه که خدا نزد او منزلت دارد »
 | 

وهابيت؛ مباني فكري و كارنامه‌ي عملي
 
 
محمد‌بن عبدالوهاب در سال 1115 در شهر عُيَينه از توابع نجد ديده به جهان گشود. پدر وي، عبدالوهاب از قضات آن شهر به شمار مي‌رفت. محمد، فقه حنبلي را در زادگاه خود آموخت. سپس براي تكميل معلومات رهسپار مدينه‌ي منوره شد و در آنجا به تحصيل حديث و فقه پرداخت.
در دوران تحصيل در مدينه، گه‌گاه مطالبي بر زبانش جاري مي‌شد كه از عقايدي خاص حكايت داشت، چندان كه اساتيد وي نسبت به آينده‌اش نگران شده و مي‌گفتند: اگر اين فرد به تبليغ بپردازد گروهي را گمراه خواهد كرد. (1)
چندي بعد، محمد‌بن عبدالوهاب مدينه را به سوي نقاط ديگر ترك كرد و چهار سال در بصره و پنج سال در بغداد و يكسال در كردستان و دو سال در همدان اقامت گزيد. اندك زماني نيز رحل اقامت در اصفهان و قم افكند و آنگاه ............

 | 
يارا ببين هجران ما، اين درد بي درمان ما، اين خار در چشمان ما،
وين ديده گريان ما، اين كوه غم بر جان ما، ديگر چه باشد آن ما،
اي غايب از چشمان ما
اي جلوه اي در طورما، اي نور اندر نور ما، نور دو چشم كور ما،
عيساي هر رنجور ما، در غربت و مستور ما، پر درد از هجران ما
اي غايب از چشمان ما 
هستي عالم هست تو، هست همه در دست تو،
دست همه پيوست تو، پيوسته جان پابست تو، گريان تو چشمان ما،
اي غايب از چشمان ما
موسي به قربان شما،‌ عيسي به فرمان شما، يعقوب گريان شما،
يوسف پريشان شما، جان علي جان شما، دستم به دامان شما،
اي غايب از چشمان ما
مولا! زمان شيداييت، جان جهان سوداييت، پيوسته دل ارزانيت،
مجنون تو صحراييت، عالم همه قربانيت، يك گوشه چشمي حاليا،
اي غايب از چشمان ما
يارا سلامت مي كنم، چشمم به راهت مي كنم، ديده سرايت مي كنم،
هر شب صدايت مي كنم، اين جان فدايت مي كنم، اي نازنين پنهان ما،
اي غايب از چشمان ما
من تشنه روي توام، آشفته موي توام، در حسرت كوي توام،
صد ليلي بوي توام، در بند ابروي توام، جانان! به سوي جان بيا,
اي غايب از چشمان ما .........
 | 

تحفه‌هاي مهدوي (عج)

مرهم فراق

دعاها و زيارت‌هاي مربوط به ساحت مقدس امام زمان (عج) بخش مهمي از فرهنگ شيعه را به خود اختصاص داده است. اين گستردگي، به دليل آن است که آن حضرت، خاتم اوصيا و اميد امت‌هاست. دعا و زيارت‌هاي مربوط به حضرت، در واقع انيس دل‌هايي است که در عصر غيبت، انيسي جز مولايشان ندارند و با آنچه به عنوان خطاب با ولي‌عصر (عج) بر زبان مي‌آورند، از اعماق وجود، آن محبوب دل‌ها را دعا مي‌کنند و از دور و نزديک بر او درود مي‌فرستند.

دعا براي سلامت حضرت مهدي(عج)

يکي از وظايف منتظران، دعا کردن براي سلامت حضرت مهدي (عج) است. دعا کردن براي سلامت حضرت، آثار و برکات فراواني دارد که از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:

دعا کردن، موجب ازدياد محبت آن حضرت در دل و درنتيجه، موجب تقويت ايمان مي‌شود؛ دعا، اظهار تجديد عهد و پيمان با آن حضرت است و محتواي پيمان نيز شريعت محوري و تصميم قلبي بر اطاعت امر امام و ياري رساندن او با نثار جان و مال مي‌باشد؛ دعا، سبب زنده نگه داشتن ياد امام غايب در دل منتظران مي‌شود؛ دعا، موجب فرج آن حضرت و نيز گشايش در زندگي مومنان مي‌شود. کسي که براي سلامت امام دعا مي‌کند، به يقين به اعمالي دست مي‌زند، که موجب خشنودي حضرت و در نتيجه رسيدن به مقام رضوان الهي مي‌گردد.

 

دعا براي فرج

دعا براي فرج امام زمان (عج) نه تنها با حکمت‌هاي غيبت منافات ندارد، بلکه خود مي‌تواند از شمار همين حکمت‌ها باشد. دعا براي فرج امام زمان (عج) به عنوان وظيفه و تکليف در عصر غيبت، در روايات بسياري موردتأکيد قرار گرفته است. اين تأکيد، نشان مي‌دهد که خواسته‌هاي شيعه چشم انتظار فرج، در سايه «دعا براي فرج» قابل دسترسي است. امنيت ايمان، رشد انديشه، آرامش روحي، کمالات معنوي و بهره‌هاي بي‌پايان دوران پس از ظهور را، با عنايت الهي مي‌توان در دوران غيبت با اتکا به «دعا براي ظهور» به دست آورد. دعاکننده براي فرج، چون مي‌داند يکي از عوامل غيبت آماده نبودن شرايط براي حکومت جهاني آن بزرگوار است، مي‌کوشد تا درحد توان خويش، در ايجاد چنين زمينه‌اي موثر باشد.

 

 | 

چرا بانوي يگانه دو عالم، "فاطمه" ناميده شده است؟
امام صادق (ع): يعني شر و بدي در وجود او راهي ندارد
رسول اكرم (ص): زيرا كه آتش بر وي و شيعيانش ممنوع گرديده است.
امام علي (ع): شنيدم رسول خدا فرمودند: فاطمه را فاطمه ناميده اند زيرا كه خداي تبارك و
تعالي وي و فرزندانش را از آتش بازداشته است البته آن فرزنداني از ايشان كه خدا را ملاقات
كنند در حاليكه ايمان به پروردگار داشته و بر آنچه كه بر من نيز نازل شده اعتقاد داشته
باشند
چرا بانوي يگانه دو عالم، "زهراء" ناميده شده است؟
زهراء در لغت به معني درخشنده و نوراني است و احاديث زيادي وجود دارند كه بيانگر
درخشندگي و نورانيت بانوي دو عالم هستند از آن جمله:
پيامبر اكرم (ص): او (فاطمه) حوريه اي است به صورت انسان. آن هنگام كه در محراب
عبادت در برابر خدا مي ايستد نور وي براي ملائكه و فرشتگان آسمان مي درخشد همانگونه
كه نور ستارگان براي اهل زمين درخشندگي دارد. خداي بي همتا به فرشتگانش مي گويد:
هان اي فرشتگان من، به بنده شايسته ام فاطمه ،سالار بانوان، بنگريد كه در بارگاهم ايستاده
و از خوف و خشيت بر خود مي لرزد و با همه وجود به پرستش من روي آورده است. اينك
شمايان را گواه مي گيرم كه پيروان او را آتش دوزخ ايمني بخشم.
چرا بانوي يگانه دو عالم، "صديقه" ناميده شده است؟

 | 
نمی دانم چقدر به عمق فاجعه حتک حرمت حرمین عسکریین پی برده اید . این مکان نه تنها حرم دو امام معصوم و همیشه مظلوم ما بوده بلکه تخریب و بی حرمتی به خانه امام زمان و سرداب مقدس  ایشان و حرم پدر بزرگوار ایشان است و تنها میتوانم بگویم

                                    بقیت الله اجرک الله

 | 
سیلی و صورت ناموس خدا ؟! تبت یدا
 | 

               آيا غيبت مختص امام زمان عليه اسلام است؟
 
 
  ممکن است در اذهان اين سئوال نقش ببندد که آيا غير از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف، اشخاص ديگری نيز از نظرها غايب گشته اند؟
با مرور تاريخ درمی يابيم که برخی از انبياء و اوليای الهی نيز به دلايل مختلفی غايب گشته اند که به ذکر نمونه هايی از آن غيبتها می پردازيم :

1- غيبت حضرت خضر:
به اعتقاد اکثر مسلمين جهان و نوشته مورخان ، خضر پيغمبر از زمان حضرت موسی عليه السلام تا کنون زنده است و کسی از مکان يارانش اطلاعی ندارد . داستان وی با حضرت موسی در قرآن آيات 59 تا 82 سوره کهف ذکر شده است.

2- غيبت حضرت موسی بن عمران (ع) :
ايشان از وطن، از فرعون و قوم او فرار نمود و داستانش در قرآن در سور مختلف آمده است. در طول غيبت هيچ کس از او اطلاعی نداشت و موسی را نمی شناخت، تا زمانيکه خداوند او را برانگيخت و او به دعوت خلق برخاست.

3- غايب شدن يوسف بن يعقوب :
با وجود آنکه يعقوب پيغمبر بود و به او وحی می شد، ولی از غيبت فرزندش يوسف خبر نداشت و ديگر فرزندانش نيز بی خبر بودند تا اينکه پس از سالها غيبت اين راز فاش گرديد .

4- غيبت حضرت يونس :
وقتی قوم او بر مخالفت افزودند و او را اطاعت ننمودند . يونس (ع) از ميان آنان گريخت و از نظر قوم خود پنهان گشت . خدا او را در شکم ماهی پنهان نمود و او را زنده نگاه داشت، سپس او را بيرون آورده و سالم به سوی قومش بازگردانيد .

 | 
پيامبر گرامى اسلام (ص) در وصف حضرت قائم (ع) فرمود:او ظاهر و باطن امامان است.(1)يعنى آن حضرت آشكاركننده علوم ظاهر و باطن است كه خداوند متعال به پيامبر و امامان (ع) عطا فرموده و مظهر تمام كمالات و شؤون آنان است. اميرالؤمنين (ع) فرمود:اى كميل هيچ علمى نيست مگر اين كه من افتتاح كننده آنم و هيچ چيزى نيست، مگر اين كه قائم آن را به پايان مى رساند(2) با اين ويژگى هاكه براى حضرت در روايات آمده، تغييرات و تحوَلات در دوران ظهور، بى نظير است. در روايتى است وقتى حضرت ظهور مى كند، خداوند در گوش ها و چشم هاى شيعيان، به اندازه چهار فرسخ قوت مى دهد و به كمال مى رساند و آنان با حضرت تكلم مى كنند و سخنان يكديگر را مى شنوند.(3) علاوه بر اين در روايت ديگرى است كه در زمان قائم (ع)مؤمن در مشرق، برادر خود را در مغرب مى بيند و بالعكس (4) بحث كامل شدن عقول بندگان و ظهور تمام علم و دانش در دوران ظهور نيز در روايات است. (5)
 1.کمال الدين ج1 ص 281

2.مكيال المكارم ج1 ص 117.

3.نجم الثاقب باب سوم

4.همان

5.بحار الانوار ج52 ص 326.

 

 | 

...قال أميرُالْمُؤْمنين(ع): انْتظروُا الفرج و لاتيأسوا من‌‌ روح الله فان أحب الأعمال إلي الله عز‍‌َْ‍‍‌ْ‍ و جل انْتظارُ الفرج.

اميرالمؤمنين حضرت علي (ع): فرمودند: در انتظار فرج امام زمان (عچ) باشيد و از رحمت خداوند نااميد نشويد، همانا محبوبترين كارها در پيشگاه خداوند عز و جل، انتظار فرج است.

 | 
سعد بن عبدالله قمى مى گويد: به امام عصر(ع) عرض كردم: اى فرزند رسول خدا تأويل آیه كهيعص چيست؟ فرمود: اين حروف از اخبار غيبى است خداوند زكريا را از آن مطلع كرده و بعد از آن، داستان آن را به حضرت محمد(ص) بازگفته است...
داستان از اين قرار است كه: زكريا از پرورد گارش درخواست كرد كه "اسماء خمسه طیبه را به وى بياموزد.
خداوند، جبرئيل را بر اوفرو فرستاد و آن اسماء را به اوتعليم داد.
زكريا چون نام هاى محمد، على، فاطمه و حسن (ع) را ياد مى كرد، اندوهش برطرف مى شد وگرفتارى اش از بين مى رفت. و چون حسين (ع) را ياد مى كرد، بغض و غصه، گلويش را مى گرفت و مى گريست و مبهوت مى شد.
روزى گفت: بارالها چرا وقتى آن چهار نفر را ياد مى كنم، آرامش مى يابم و اندوهم برطرف مى شود؟ اما وقتى حسين را ياد مى كنم، اشكم جارى مى شود و ناله ام بلند مى گردد؟ خداى تعالى او را از اين داستان آگاه كرد و فرمود: كهيعص كاف اسم كربلا و هاء رمز هلاکت عترت طاهره است، و ياء نام يزيد ظالم بر حسين (ع) وعين اشاره به عطش و صاد نشان صبر او است .
زكريا وقتى اين مطلب را شنيد، غمگين شد و تا سه روز از عبادتگاهش بيرون نيامد، و به كسى اجازه ندادكه نزد او بيايد . گريه و ناله سر داد و چنين نوحه كرد: بار الها از مصيبتى كه براى فرزند بهترين خلايق خود، تقديركرده اى دردمندم. خدايا آيا اين مصيبت را بر آستانه او نازل مى كنى؟ آیا جامه اين مصيبت را بر تن على و فاطمه مى پوشانى آیا اين فاجعه را بر ساحت آنان فرود مى آورى؟ بعد از آن گفت: بارالها فرزندى به من عطا كن تا در پيرى چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی من قرار ده آنگاه مرا دردمند اوگردان همچنان كه حبيبت محمد را دردمند فرزندش گرداندى .
خداوند، يحيى را به او بخشيد و او را دردمند وى ساخت. و دوره حمل يحيى شش ماه بود و مدت حمل امام حسين (ع) نيز شش ماه بود و براى آن نيز قضيه اى طولانى است . (1)

  1. كمال الد ين ج2 ص 420.

 | 
                                                    مايه طول عمر
 
  اهتمام و مداومت در دعا براى حضرت قائم‏عليه السلام و تعجيل فرج و ظهور شريفش، مايه طول عمر، و نيز ساير آثار و فوايد صله رحم است. ان شاء اللَّه تعالى.
و دليل بر اين معنى به طور خصوص روايتى است كه در فضيلت دعاى منصوصى آمده. و آن اين‏كه: در مكارم الاخلاق مروى است كه هركه اين دعا را پس از هر نماز واجب بخواند و بر آن مواظبت كند، آن‏قدر زنده خواهد ماند كه از زندگانى سير و ملول شود و به ديدار مولى صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - مشرّف گردد. دعا چنين است: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، اَللَّهُمَّ إِنَّ رَسُولَكَ الصَّادِقُ المُصَدَّقُ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ قالَ إِنَّكَ قُلْتَ: ما تَرَدَّدْتُ فِي شَيْ‏ءٍ أَنَا فاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي فِي قَبْضِ رُوحِ عَبْدِيَ المُؤْمِنِ يَكْرَهُ المَوْتَ وَأَنَا أُكْرِهُ مَساءَتَهُ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ لِأَوْلِى‏آئِكَ الفَرَجَ وَالنَّصْرَ وَالعافِيَةَ، وَلا تَسُوؤُنِي فِي نَفْسِي وَلا فِي فُلانٍ، به جاى كلمه فلان نام هر كس را بخواهد مى‏برد. (1)
اگر بگوييد: چه جهت دارد كه دلالت اين دعا براى تعجيل فرج حضرت صاحب الزمان‏عليه السلام باشد؟
مى‏گويم: وجه استدلال به اين دعا در بخش چهارم كتاب در حرف ف گذشت كه با فرج آن حضرت، فرج تمام اولياى خدا حاصل مى‏گردد، و نيز عافيت و نصرت آنان در زمان ظهور تحقق خواهد يافت، اضافه بر اين‏كه در بعضى از روايات اين عبارت چنين است: وَعَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الفَرَجَ. ...

 

 | 
                         حضرت صاحب الزمان در حقّ او دعا مى‏كند
  چون مقتضاى شكر احسان همين است، و دليل بر آن فرمايش مولى صاحب الزمان‏عليه السلام در دعايى است كه در مهج الدعوات مى‏باشد، و كسانى كه براى يارى دين تو از من پيروى مى‏كنند نيرومند كن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار ده، و بر بدخواهان من و ايشان پيروزشان گردان... . (1)
بدون شك دعا كردن براى آن حضرت و براى تعجيل فرج آن جناب، تبعيت و نصرت است، چون يكى از اقسام نصرت و يارى ايمان و حضرت صاحب الزمان‏عليه السلام، يارى كردن به زبان است، و دعا براى آن حضرت يكى از انواع يارى كردن به زبان مى‏باشد
. و نيز ...
 | 

                                            انتظار در مسيحيت
 
  حضرت عيسى (ع) از ميان مردم رفت .
گروهى از ياران وى گفتند: درست است كه او درگذشت وبه خاك سپرده شد، ولى در روز سوم از قبر خود برخاسته وبه آسمان رفته است و دوباره براى پادشاهى بر روى زمين برخواهد گشت .
همچنين گفتند: حضرت عيسى براى اين كشته شدكه فداى گناهان مردم شود و مدعى شدندكه پيامبران پيشين درد ورنج وتصليب وی را پيشگويى كرده بودند. از نظر مسيحيان، حضرت عيسى (ع) شهيد نشد، بلكه قربانى گناهان مردم گرديد.
تا جايى كه تاريخ نشان مى دهد، اين باور زيربناى مسيحيت بوده است و مسيحيان در تبليغات خود اين مسأله را بسيار مطرح می كنند.
پس از صعود حضرت عيسى (ع) مسيحيان يقين داشتند كه او به زودى مى آید، زيرا از حضرت عيسى (ع) نقل مى شدكه درباره خودگفته است: پسر انسان خواهد آمد در جلال پدر خويش به اتفاق ملائكه خود، و درآن وقت هركس را موافق اعمالش جزا خواهد داد.
شوق ظهورعیسی مسیح(ع) مردم بر اثر علاقه شديد به بازگشت حضرت عيسى (ع) دچار توهمات شدندوتاريخ هايى را براى اين رويداد پيشگويى كردند. اين پيشگويى ها، مانند پيشگويى هاى مشابه آن در اديان ديگر، غلط از آب در آمد و در نتَيجه، رهبران دينى مردم را از اين كار برحذر داشتند .
فرقه هاى منتظر ظهور متعددى پديد آمدكه پايه آن ما را بر اين توهمات گذاشته بودند . مثلاً فردى به نام ويليام ميلر اعلام كرد حضرت عيسى (ع) درسال 843 1 تا 844 1م بازخواهدگشت. پيشگویى وى تحقق نيافت وخود او متعهد شد كه ديگر پيشگويى نكند.
فرقة ادوِنيست هاى روز هفتم كه بر اثر پشگويى هاى این شخص پديد آمد، تا عصر ما باقى است.
گروهى از آناباپتيست ها در قرن شانزدهم، براى آماده كردن زمينه سلطنت هزار ساله حضرت عيسى (ع) برخاستند وبرخى از شهرها را براى مدتى در اختيارگرفتند، ولى شورش آنان بى رحمانه سركوب شد.
ايروينگيان براى سرعت بخشيدن به ظهور آن حضرت، دوازده حوارى تعيين كردند، ولى از اين ابتكار طرفى نبستند.
گروهى از آنان به نام نوايروينگيان براى آن حواريون جانشينانى تعيين كردند و به اين حركت ادامه دادند . گواهان يهوه براى پذيرايى ازحضرت عيسى (ع) و انبياى پيشين در امريكا آپارتمان تهيه كردند.
مورمون ها، كریستادِلفين ها وبرخى از فرقه هاى عجيب وغريب ديگر مسيحيت، براى شتاب دادن به ظهور حضرت عيسى (ع) به كارهايى از اين قبيل دست زدند . (1)

 
 
  1- نشریه موعود شماره 11ص 18.

 | 

بيان دکتر على ابراهيم حسن

  زندگانى حضرت فاطمه صفحه‏ى برجسته‏اى از صفحات تاريخ را تشكيل داده است، در آن صفحه چهره‏هاى گوناگونى از بزرگى و عظمت را مشاهده مى‏كنيم، او همچون بلقيس يا كلئوپاترا نيست كه عظمت خود را از تخت بزرگ و ثروت كلان و زيبائى كم‏نظير خود داشته‏اند، و شهامتش در اعزام و رهبرى لشكرها و فرماندهى بر مردان است، بلكه ما در مقابل شخصيتى قرار گرفته‏ايم توانسته است هاله‏اى از حكمت و شكوه را بر پهنه‏ى گيتى بگستراند حكمتى كه به كتابها و فلاسفه و دانشمندان برنمى‏گردد، بلكه تجربه‏هائى است از روزگار مملو از دگرگونيها و پيش‏آمدهاى ناگهانى، شكوهى كه از فرمانروائى و ثروت برنخاسته بلكه از درون روح و اعماق جان او نشأت گرفته است... (1)

  1ـ فاطمة الزهراء عليهاالسلام تأليف علامه دخيل/ 171.

 | 

بيان عباس محمود عقاد مصرى

  در هر ديانتى چهره‏اى از زن كامل و ارزنده وجود دارد كه معتقدان به آن ديانت در مقابل او تعظيم مى‏كنند و او را بسان آيتى از خدا در بين آفريدگانش از زن و مرد مى‏ستايند، وقتى در بين مسيحيان چهره حضرت مريم عذراء، مقدس است، در اسلام به ناچار مى‏بايست صورت فاطمه زهراء مقدس باشد(1) .

  1ـ اهل البيت تأليف توفيق ابوعلم/ 128.

 | 

بيان عبدالحميد ابن ابى‏الحديد

  رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فاطمه عليهاالسلام را بيش از آن چه كه مردم گمان داشته و به دخترانشان احترام مى‏گذاشتند گرامى مى‏داشت، تا آن جا كه از مرز محبت پدران نسبت به فرزندان گذشت نه يكبار بلكه بارها و در جاهاى گوناگون، نه فقط يك جا، در حضور عام و خاص چنين فرمود:
«انها سيدة نساء العالمين، و انها عديلة مريم بنت عمران، و انها اذا مرت فى الموقف نادى مناد من جهة العرش: يا اهل الموقف غضوا ابصاركم لتعبر فاطمة بنت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم.»
يعنى: او بانوى زنان جهانيان و همتاى مريم دختر عمران است، به هنگام عبور از موقف قيامت منادى از سوى عرش فرياد مى‏زند: اى اهل محشر ديدگانتان را فروبنديد تا فاطمه دختر محمد عبور كند.
اين حديث از احاديث صحيحه است و از اخبار ضعيفه و بى‏اعتبار نيست، رسول خدا هنگامى او را به همسرى على درآورد كه خداوند متعال او را در آسمان با گواهى ملائكه به همسرى على درآورد، و نه يكبار بلكه بارها فرمود:
«يؤذينى ما يؤذيها و يغضبنى ما يغضبها، و انها بضعة منى يريبنى ما رابها» (1) يعنى: آزار مى‏دهد مرا آنچه كه او را آزار مى‏دهد و به خشم درمى‏آورد مرا آنچه كه او را به خشم درمى‏آورد، او پاره تن من است آنچه كه او را ناراحت كند مرا ناراحت مى‏كند.

  1ـ شرح نهج‏البلاغة 9/ 193.

 | 

بيان حافظ ابونعيم اصفهانى

  از پارسايان برگزيده و برگزيدگان پرهيزگار فاطمه رضى اللَّه تعالى عنها است او بانوى بتول، و پاره تن رسول، و نزديكترين فرزندانش به قلب مبارك و نخستين نفر آنان در پيوستن به آن حضرت بعد از رحلتش بود، او از دنيا و بهره‏هايش بر كنار به اسرار و رموز پيچيده آفات و زشتى‏هاى دنيا آشنا بود. (1)

  1ـ حليةالاولياء ط بيروت 2/ 39.

 | 

بيان محمد طلحه شافعى

  بدان، خداوند به وسيله روحى از سوى خود تو را تأييد و پشتيبانى فرمايد، پيشوايان پاكى كه در اين نوشتار سخن از فضائل آنانست، و رهبران نيكوكارى كه در اين كتاب مى‏خواهيم ويژگيهايشان را بازگوئيم، غير از پيوند نسبى با رسول خدا مزيتى ديگر بخاطر پيوند از طريق حضرت زهراء عليهاالسلام دارند، به واسطه آن حضرت، خداوند رتبه‏اى افزونتر و شرافتى برتر، ارزشى والا و والائى ارزشمندتر، جايگاهى برين و برترى مقام، ريشه‏اى پاك، و پاكيزگى ريشه مقدر ساخته است، پس در پرتو روشن بينى خود- خداوند تو را با هدايتش يارى فرمايد- به مفهوم اين آيه شريفه (1)و سبك عبارات و چگونگى اشاراتش به مقام والاى فاطمه عليهاالسلام در درجات شرافت و بزرگوارى نگاه كن، خداوند مقام حضرتش را بيان كرده و سر و رمز دقيق آن را در اينجا آورده كه او را بين حضرت رسول و حضرت على قرار داده و از پيش‏رو و پشت سر اطرافش را گرفته تا بدين وسيله مقام و رتبه او را بازگو فرمايد، از آنجا كه مقصود از كلمه «انفسنا» نفس على به همراه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم است فاطمه عليهاالسلام را بين آن دو قرار داده است زيرا بيان نگهدارى كسى به وسيله خود انسان از نگهدارى به وسيله فرزندان رساتر است. (2)

  1ـ آل‏عمران، 61: فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة اللَّه على الكاذبين.
2ـ مطالب السؤول ط ايران 6- 7.

 | 

بيان ابن‏صباغ مالكى

  ما بخشى از ويژگيهاى برجسته، شرافت نسبى و ارزش‏هاى شخصيتى حضرتش را يادآور مى‏شويم: او «فاطمه زهراء» دختر كسى است كه درباره‏اش آيه شريفه‏ى: «سبحان الذى أسرى بعبده» (1) نازل شد، سومى خورشيد و ماه، دختر بهترين انسان، پاك‏زاد، و به اجماع و اتفاق نظر انديشمندان ژرف‏نگر، بانويى بزرگ مى‏باشد. (2)

  1ـ سوره الاسراء/ 1: پاك و منزه است خداوندى كه بنده‏اش را شبانگاه سير داد...
2ـ الفصول المهمة، ط بيروت،/ 143.

 | 

بيان فخر رازى مفسر معروف قرآن كريم

  فخر رازى صاحب تفسير بزرگ و معروف فخر رازى، در تفسير آيه‏ى شريفه‏ى «كوثر»، وجوه متعددى را نقل كرده است. يكى از اين وجوه آن است كه مراد و هدف از «كوثر»، فرزندان پيامبر اسلام باشد.
وى مى‏گويد: شأن نزول اين آيه، در رد تعيير و شماتت دشمنان پيامبر اسلام بود. كه مى‏گفتند پيامبر «أبتر» (يعنى بدون فرزند و بى‏دنباله و مقطوع‏النسل) است. و هدف از اين آيه آن است كه خداوند متعال آنچنان نسل پربركت بر آن حضرت عنايت مى‏كند كه با گذشت زمان و سپرى شدن ايام و اعصار، همچنان باقى مى‏ماند. نگاه كن كه چه تعداد از خاندان اهل‏بيت، كشته شده‏اند، ولى باز جهان پر است از اولاد و فرزندان خاندان رسالت. ولى از بنى‏اميه با آن همه كثرت تعداد و نفرات، اكنون هيچ فردى كه قابل اعتنا و اهميت و توجه باشد وجود ندارد. ولى بر آنان (فرزندان و اعقاب رسول خدا) نگاه كن: شخصيتهايى از علما و دانشمندان بزرگ مانند باقر، صادق، كاظم، رضا... و امثال آنان، از خاندان رسالت، باقى مانده است».(1)

  1ـ تفسير فخر رازى، ج 32، ص 144 چاپ مطيعه بهيه مصر.

 | 

بيان ابن داود صاحب سنن ابن‏داود

  ابوداود، سليمان بن طيالسى سنن معروف خود مى‏گويد:
«على بن ابى‏طالب فرمودند: آيا نمى‏خواهى كه از خودم و از فاطمه دختر پيامبر اسلام بگويم؟
او با آنكه عزيزترين فرد در نزد پيامبر اسلام بود، در منزل من از فرط دستاس كشيدن (چرخاندن آسياب دستى) دستش زخمى شد، و از فرط حمل آب با كوزه شانه‏اش متألم گرديد، و از جارو كشيدن و نظافت خانه لباس‏هايش كهنه شد. شنيديم كه خدمتگزارانى پيش رسول خدا هستند. فاطمه به سراغ پدر رفت تا كمكى از او دريافت كند و يكى از ان خدمتگزاران را براى كمك در كارهاى خانه از پدر بخواهد. ولى وقتى كه به حضور پدر رسيده بود، با جوانانى در آنجا برخورد كرده و از فرط حجب و حيا خجالت كشيده بود درخواست خود را بازگو كند، و بدون ابراز مطلب بازگشته بود» (1)

  1ـ سنن ابى‏داود، ج 2، ص 334.

 | 

بيان حاكم صاحب مستدرك الصحيحين

  حاكم نيشابورى، صاحب «مستدرك» بر صحيحين در كتاب مشهور خود از عائشه نقل مى‏كند كه پيامبر اسلام در مرض رحلت خود به فاطمه فرمودند:
«دخترم! آيا نمى‏خواهى كه بانوى زنان امت اسلام و تمامى زنان جهان باشى؟»

  لم يوجد هامشاَ.

 | 

بيان بخارى در كتاب صحيح

  بخارى، ابوعبداللَّه محمد بن اسماعيل در صحيح معروف خود، جزء پنجم، ص 17 باب فضائل صحابه (چاپ مكه به سال 1376) با سندهاى خاص خود نقل مى‏كند كه پيامبر اسلام فرمودند:
«فاطمه پاره‏ى تن من است. هر آن كس كه او را به غضب وادارد مرا خشمناك ساخته است».
بخارى در موارد متعددى از كتاب خود، از جمله در ج 3 ص 146 و در جزء چهارم ص 203 نقل مى‏كند كه پيامبر اسلام فرمود: فاطمه پاره‏ى تن من است، هر آن كس كه او را به غضب وادارد مرا ناخشنود كرده است».
و در جزء پنجم ص 20 مى‏گويد: «فاطمه بانوى زنان بهشتى است».

  لم يوجد هامشاَ.

 | 

بيان ترمذى در كتاب صحيح

  ترمذى، يكى ديگر از ارباب سنن در صحيح خود در اين باره مى‏گويد: «از عايشه سؤال شد كدام يك از مردم، محبوب‏ترين افراد در نزد رسول خدا بودند؟ گفت: فاطمه، پرسيده شد: از مردان؟ گفت: همسرش على». (1)

  1 ـ الاسلام والشيعة محمود شهابى.

 | 

بيان مسلم در كتاب صحيح

  مسلم بن حجاج قشيرى (م 261 ه) يكى از ارباب صحاح شش‏گانه در صحيح معروف خود مى‏گويد: «فاطمه پاره‏ى تن پيامبر است. پيامبر را مى‏رنجاند كسى كه او را رنجانده باشد و پيامبر را خوشحال مى‏سازد كسى كه زهرا را خوشحال كرده باشد».

  لم يوجد هامشاَ.

 | 

بيان خطيب بغدادى

  خطيب بغدادى، احمد بن على مورخ و محقق قرن پنجم، در تاريخ معروف خود، «تاريخ بغداد او مدينة الاسلام» در قسمت شرح حال حسين بن معاذ، با سندهاى خاص خود از عائشه نقل مى‏كند كه از پيامبر اسلام (ص) نقل كرده است:
«هنگامى كه هنگامه‏ى روز محشر برپا مى‏گردد، ندا درمى‏دهند كه اى انبوه مردم! سرهاى خود را پايين‏تر بگيريد تا فاطمه، دختر پيامبر اسلام عبور كند» (1)
و در نقل ديگرى آورده است: ندادهنده‏اى در روز محشر ندا درمى‏دهد: چشمان خود را بپوشانيد تا فاطمه دختر محمد (ص) عبور كند. (2)

  1 ـ الاسلام والشيعه محمود شهابى ج 1 ص 212.
2 ـ بخارى ج 2 ص 185.

 | 

بيان توفيق ابوعلم

  استاد توفيق ابوعلم كه يكى از نويسندگان معاصر از پژوهشگران مصر است، كتابى تحت همين عنوان و نام زيباى «فاطمة الزهراء» نوشته است كه يكى از آثار توجه‏انگيز در اين زمينه است و خوشبختانه توسط جناب آقاى صادقى به فارسى نيز ترجمه شده است.
وى در اين كتاب مى‏نويسد: «فاطمه يكى از سازندگان تاريخ اسلام است. در عظمت شأن و رفعت مقام ارجمند او همين بس كه او تنها دختر بزرگوار پيامبر بزرگ (ص) و همسر امام على بن ابى‏طالب و مادر حسن و حسين (ع) است. در حقيقت او، آرام جان و سرور دل پيامبر خدا بود. زهرا، همان بانويى كه ميليونها آدمى را چشم و دل به سوى اوست و نام گرامى‏اش بر زبان ايشان است، بانويى كه پدرش او را «مام پدر خود» مى‏خواند. تاج كرامتى كه پدر بر تارك دختر خويش نهاد، مستوجب تكريم است». (1)

  1 ـ فاطمه زهرا، ص 214.

 | 
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Digital Classic Template

template id : TBF_007 template name : Digital Classic

emamat-mahdi

سعيد

http://emamat-mahdi.blogfa.com

گل نرگس

إهداء :
به بهار دلها به صفاي لحظه ها ...
به قلب طپنده و تپش قلبها ...
به نور ديدگان و طراوت روزگاران ...
به آرزوي چشم انتظاران ...
به امام مهدي صاحب العصر و الزمان ...
و تقديم به همه ديده به راهان و منتظرانش نگاهی موشکافانه به امامت مهدی موعود (عج) Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt