حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه امير المومنين علي (عليه السلام)
امام حسين-ع:
قيام و انقلاب من نه از روي خودخواهي و خوشگذراني و فساد و ظلم است، بلكه من در پي اصلاح امت جدم و برپايي امربه معروف و نهي از منكر هستم.
هر دم به گوشم ميرسد آواي زنگ قافله
امام حسين-ع:
امام حسين-ع:
قيام و انقلاب من نه از روي خودخواهي و خوشگذراني و فساد و ظلم است، بلكه من در پي اصلاح امت جدم و برپايي امربه معروف و نهي از منكر هستم.
هر دم به گوشم ميرسد آواي زنگ قافله
امام حسين-ع: ادامه جملات در ادامه مطلب قرار داره حتما اونها رو بخونید خطبه امام عليهالسلام شب عاشورا امام عليهالسلام ياران خود را نزديك غروب به نزد خود فراخواند. على بن الحسين عليهالسلام مىفرمايد: من نيز خدمت پدرم رفتم تا گفتار او را بشنوم در حالى كه بيمار بودم، پدرم به اصحاب خود مىفرمود: "اثنى على الله احسن الثنأ و احمده على السرأ و الضرأ، اللهم انى احمدك على ان اكرمتنا بالنبوة و جعلت لنا اسماعا و ابصارا و افئده و علمتنا القرآن و فقهتنا فى الدين فاجعلنا لك من الشاكرين، اما بعد فانى لا اعلم اصحابا او فى ولا خيرا من اصحابى ولا اهلبيت ابر ولا اوصل من اهلبيتى فجزاكم الله جميعا عنى خيرا. الا و انى لاظن يومنا من هؤلأ الاعدأ غدا و انى قد اذنت لكم جميعا فانطلقوا فى حل ليس عليكم منى ذمام، هذا الليل قد غشيكم فاتخذوه و جملا و لياخذ كل رجل منكم بيد رجل من اهلبيتى فجزاكم الله جميعا ثم تفرقوا فى البلاد فى سوادكم و مدائنكم حتى يفرج الله فان القوم يطلبوننى و لو اصابونى لهوا عن طلب غيرى."(3) من يارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهلبيتى فرمانبردارتر و به صله رحم پاى بندتر از اهلبيتم نمىشناسم، خدا شما را به خاطر يارى من جزاى خير دهد! من مىدانم كه فردا كار ما با اينان به جنگ خواهد انجاميد. من به شما اجازه مىدهم و بيعت خود را از شما بر مىدارم تا از سياهى شب براى پيمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده كنيد و هر يك از شما دست يك تن از اهلبيت مرا بگيريد و در روستاها و شهرها پراكنده شويد تا خداوند فرج خود را براى شما مقرر دارد. اين مردم، مرا حضرت عباس عليه السلام كه اكبر اولاد ام البنين و پسر چهارم اميرالمؤمنين عليه السلام بود و كنيتش ابوالفضل و ملقب به سقا و صاحب لواي امام حسين عليه السلام بود، چنان جمال دل آرا و طلعتي زيبا داشت كه او را ماه بني هاشم ميگفتند و چندان جسيم و بلند بالا بود كه بر پشت اسب قوي و فربه بر نشستي پاي مباركش بر زمين ميكشيدي. او را از مادر و پدر سه برادر بود كه هيچكدام را فرزند نبود. ابوالفضل عليه السلام اول ايشان را به جنگ فرستاد تا كشته ايشان را به بيند و ادراك اجر مصائب ايشان فرمايد. پس از شهادت ايشان به نحوي كه ذكر شد بعضي از ارباب مقاتل گفتهاند كه چون آن جناب تنهائي برادر خود را ديد به خدمت برادر آمده عرض كرد اي برادر آيا رخصت ميفرمائي كه جان خود را فداي تو گردانم؟ حضرت از استماع سخن جانسوز او به گريه آمد و گريه سختي نمود، پس فرمود اي برادر تو صاحب لواي مني چون تو نماني كس با من نماند. ابوالفضل عليه السلام عرض كرد سينهام تنگ شده و از زندگاني دنيا سير گشته ام و اراده كرده ام كه از اين جماعت منافقين خونخواهي خود كنم.حضرت فرمود پس الحال كه عازم سفر آخر گريده اي، پس طلب كن از براي اين كودكان كمي از آب، پس حضرت عباس عَلَيْه السًَلام حركت فرمود و در برابر صفوف لشكر ايستاد و لواي نصيحت و موعظت افراشته و هر چه توانست پند و نصيحت كرد و كلمات آن بزر گوار اصلاً در قلب آن سنگدلان اثر نكرد. قال الصادق (ع) : إنَّ اللهَ أجلُّ وَ أعظَمُ مِن أن يَترُکَ الأرضَ بِغَيرِ امامٍ عَدلٍ . ( کمال الدين 1/229 و 234 ) به راستي خداي ، والاتر و بزرگتر از آن است که زمين را بي امام عادل رها سازد . شناسنامه حضرت مهدي (عج) نام : م ح م د لقب : مهدي (عج) كنيه : ابالقاسم نام پدر : حسن بن علي نام مادر : نرجس محل تولد : سامراء روز و ماه تولد : پنجشنبه ، پانزدهم شعبان المعظم سال ولادت : 255 هجري مدت عمر : خداوند مي داند .
مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مى كند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است: محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و... .( [40] ) كنيه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه هاى ايشان شمرده است. در اينجا به ذكر پاره اى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد. قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مى تواند مصداق داشته باشد. ديگر اينكه، آنچه ذكر مى شود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژه اى مفرد يا جمله اى توصيفى باشد. بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين. خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق. وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند. باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند. داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه. سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت. ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا. حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند. نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان. عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان. سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران. خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم). علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت. سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى. عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى. القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بى نظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند. العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود. السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد. القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور. شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين. ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق. نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ. الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب. الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى. صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت. صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق. مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك. ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى. مهدى الامم: هدايتگر همه امّت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت. جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها. ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت. دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند. الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا. محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان. مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار. معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان. مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان. منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان. سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد. ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده. مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان. ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران. كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى. تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن. وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى. رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق. حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى. معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانش هاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى. نظام الدين: نظام بخش دين. يعسوب المتقين: پيشواى متقين. معزّ الاولياء: عزت بخش ياران. مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان. وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران. نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق. الوتر الموتور: خونخواه شهيدان. كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها. المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان. المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها. المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز. المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى. المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن. جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى. السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق. صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت. مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى. الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا. المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان. المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.
معجزه بزرگ در
طول غيبت امام عصر ارواحنا فداه بعضي اين سخن باطل را مطرح كرده اند كه
امام دوازدهم هرگز به دنيا نيامده يا از دنيا رفته است و مخصوصا هر چه
غيبت كبري ادامه مي يابد اين فكر در ذهن سست عنصران قوت ميگيرد و افراد
بيشتر به اين معتقد ميشوند تا جايي كه از علامتهاي ظهور ان حضرت تزلزل
اكثر شيعيان و ارتداد آنها شمرده شده است . لكن
مهمترين دليل را بر وجود مسعود آن امام نهان بايد بقاء و استمرارنهضت غدير
دانست كه چگونه در طول قرن ها با وجود غيبت ظاهري پرچمدار اين حركت ادامه
يافته است و مشتي شيعه بي پناه در ميان انبوه دشمنان گرگ صفت سالها هجران
را پشت سر مي نهد و قرون غيبت را طي مي كنند و لحظه به لحظه گسترده تر مي
گردد در حالي كه هادي وراهبر خود را در ظاهر نمي بيند و امام و پناه خود
را نمي يابد . آن بزرگوار نيز خود به اين مهم اشاره نموده و در توقيعي به شيخ مفيد رحمة الله مي فرمايد: همانا سر پرستي شما را به بوته اهمال نگذاشتم و يادتان را فراموش نكرده ام و اگر جز اين بود گرفتاريها و فشارها بر شما وارد مي شد و دشمنان ريشه هايتان را مي كندند. اگر
نبود سرپرستي آن حضرت آنهم با تمام اهتمام ، چگونه شيعه در بدترين شرائط
ياراي ادامه حيات در ميان دشمناني را داشت كه تمام امكانات اعم از اكثريت
مردمي و زمامداري حكومت و تسلط بر بيت المال در اختيارشان بوده است
حاكماني شيعه ستيز كه بغض اهل بيت (ع) را از شير مادر مكيده اند و دلهاي
مالامال از عداوت و دشمني با شجره ولايت كه بوئي از رحم ومروت از آن بر
نمي خيزد ، نفرت از آل محمد(ص) چون پرده خون چشمشان را گرفته است با كفار
و يهود و نصاري محبوس مي آميزد ولي به خون دوستان علي (ع) سفره خود رنگين
ميكنند و لذت طعام خود را از به خون طپيدن كبوتران فاطمه (س) مي طلبند . حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت رضا (عليه السلام) حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت كاظم (عليه السلام) حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت صادق (عليه السلام) حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت باقر (عليه السلام) حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت سجاد (عليه السلام)
حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت امام حسين (عليه السلام)
حكومت جهاني حضرت مهدي «عج» از ديدگاه رسول اكرم
حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه امام حسن مجتبي (عليه السلام) حكومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه امير المومنين علي (عليه السلام) نهج البلاغه و مهدى(عج) مسأله مهدويت در نهج البلاغه از دو نظر قابل بررسى است. ارزش انسان نزد خدا
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ، فرمودند :
« هرکس دوست دارد که بداند چه جایگاهی نزد خدای متعال دارد نگاه به خود کند وبنگرد خداوند چه مرتبه و منزلتی نزد او دارد زیرا ، خداوند بنده اش را آن گونه که خدا نزد او منزلت دارد »
وهابيت؛ مباني فكري و كارنامهي عملي
يارا ببين هجران ما، اين درد بي درمان ما، اين خار در چشمان ما،
وين ديده گريان ما، اين كوه غم بر جان ما، ديگر چه باشد آن ما، اي غايب از چشمان ما اي جلوه اي در طورما، اي نور اندر نور ما، نور دو چشم كور ما، عيساي هر رنجور ما، در غربت و مستور ما، پر درد از هجران ما اي غايب از چشمان ما هستي عالم هست تو، هست همه در دست تو، دست همه پيوست تو، پيوسته جان پابست تو، گريان تو چشمان ما، اي غايب از چشمان ما موسي به قربان شما، عيسي به فرمان شما، يعقوب گريان شما، يوسف پريشان شما، جان علي جان شما، دستم به دامان شما، اي غايب از چشمان ما مولا! زمان شيداييت، جان جهان سوداييت، پيوسته دل ارزانيت، مجنون تو صحراييت، عالم همه قربانيت، يك گوشه چشمي حاليا، اي غايب از چشمان ما يارا سلامت مي كنم، چشمم به راهت مي كنم، ديده سرايت مي كنم، هر شب صدايت مي كنم، اين جان فدايت مي كنم، اي نازنين پنهان ما، اي غايب از چشمان ما من تشنه روي توام، آشفته موي توام، در حسرت كوي توام، صد ليلي بوي توام، در بند ابروي توام، جانان! به سوي جان بيا, اي غايب از چشمان ما ......... تحفههاي مهدوي (عج) مرهم فراق دعاها و زيارتهاي مربوط به ساحت مقدس امام زمان (عج) بخش مهمي از فرهنگ شيعه را به خود اختصاص داده است. اين گستردگي، به دليل آن است که آن حضرت، خاتم اوصيا و اميد امتهاست. دعا و زيارتهاي مربوط به حضرت، در واقع انيس دلهايي است که در عصر غيبت، انيسي جز مولايشان ندارند و با آنچه به عنوان خطاب با وليعصر (عج) بر زبان ميآورند، از اعماق وجود، آن محبوب دلها را دعا ميکنند و از دور و نزديک بر او درود ميفرستند. دعا براي سلامت حضرت مهدي(عج) يکي از وظايف منتظران، دعا کردن براي سلامت حضرت مهدي (عج) است. دعا کردن براي سلامت حضرت، آثار و برکات فراواني دارد که از آن جمله ميتوان به موارد زير اشاره کرد: دعا کردن، موجب ازدياد محبت آن حضرت در دل و درنتيجه، موجب تقويت ايمان ميشود؛ دعا، اظهار تجديد عهد و پيمان با آن حضرت است و محتواي پيمان نيز شريعت محوري و تصميم قلبي بر اطاعت امر امام و ياري رساندن او با نثار جان و مال ميباشد؛ دعا، سبب زنده نگه داشتن ياد امام غايب در دل منتظران ميشود؛ دعا، موجب فرج آن حضرت و نيز گشايش در زندگي مومنان ميشود. کسي که براي سلامت امام دعا ميکند، به يقين به اعمالي دست ميزند، که موجب خشنودي حضرت و در نتيجه رسيدن به مقام رضوان الهي ميگردد. دعا براي فرج دعا براي فرج امام زمان (عج) نه تنها با حکمتهاي غيبت منافات ندارد، بلکه خود ميتواند از شمار همين حکمتها باشد. دعا براي فرج امام زمان (عج) به عنوان وظيفه و تکليف در عصر غيبت، در روايات بسياري موردتأکيد قرار گرفته است. اين تأکيد، نشان ميدهد که خواستههاي شيعه چشم انتظار فرج، در سايه «دعا براي فرج» قابل دسترسي است. امنيت ايمان، رشد انديشه، آرامش روحي، کمالات معنوي و بهرههاي بيپايان دوران پس از ظهور را، با عنايت الهي ميتوان در دوران غيبت با اتکا به «دعا براي ظهور» به دست آورد. دعاکننده براي فرج، چون ميداند يکي از عوامل غيبت آماده نبودن شرايط براي حکومت جهاني آن بزرگوار است، ميکوشد تا درحد توان خويش، در ايجاد چنين زمينهاي موثر باشد.
نمی دانم چقدر به عمق فاجعه حتک حرمت حرمین عسکریین پی برده اید . این مکان نه تنها حرم دو امام معصوم و همیشه مظلوم ما بوده بلکه تخریب و بی حرمتی به خانه امام زمان و سرداب مقدس ایشان و حرم پدر بزرگوار ایشان است و تنها میتوانم بگویم
بقیت الله اجرک الله آيا غيبت مختص امام زمان عليه اسلام است؟ 1- غيبت حضرت خضر: 2- غيبت حضرت موسی بن عمران (ع) : 3- غايب شدن يوسف بن يعقوب : 4- غيبت حضرت يونس :
پيامبر گرامى اسلام (ص) در وصف حضرت قائم (ع) فرمود:او ظاهر و باطن امامان است.(1)يعنى آن حضرت آشكاركننده علوم ظاهر و باطن است كه خداوند متعال به پيامبر و امامان (ع) عطا فرموده و مظهر تمام كمالات و شؤون آنان است. اميرالؤمنين (ع) فرمود:اى كميل هيچ علمى نيست مگر اين كه من افتتاح كننده آنم و هيچ چيزى نيست، مگر اين كه قائم آن را به پايان مى رساند(2) با اين ويژگى هاكه براى حضرت در روايات آمده، تغييرات و تحوَلات در دوران ظهور، بى نظير است. در روايتى است وقتى حضرت ظهور مى كند، خداوند در گوش ها و چشم هاى شيعيان، به اندازه چهار فرسخ قوت مى دهد و به كمال مى رساند و آنان با حضرت تكلم مى كنند و سخنان يكديگر را مى شنوند.(3) علاوه بر اين در روايت ديگرى است كه در زمان قائم (ع)مؤمن در مشرق، برادر خود را در مغرب مى بيند و بالعكس (4) بحث كامل شدن عقول بندگان و ظهور تمام علم و دانش در دوران ظهور نيز در روايات است. (5)
1.کمال الدين ج1 ص 281 2.مكيال المكارم ج1 ص 117. 3.نجم الثاقب باب سوم 4.همان 5.بحار الانوار ج52 ص 326. ...قال أميرُالْمُؤْمنين(ع): انْتظروُا الفرج و لاتيأسوا من روح الله فان أحب الأعمال إلي الله عزَْْ و جل انْتظارُ الفرج. اميرالمؤمنين حضرت علي (ع): فرمودند: در انتظار فرج امام زمان (عچ) باشيد و از رحمت خداوند نااميد نشويد، همانا محبوبترين كارها در پيشگاه خداوند عز و جل، انتظار فرج است. سعد بن عبدالله قمى مى گويد: به امام عصر(ع) عرض كردم: اى فرزند رسول خدا تأويل آیه كهيعص چيست؟ فرمود: اين حروف از اخبار غيبى است خداوند زكريا را از آن مطلع كرده و بعد از آن، داستان آن را به حضرت محمد(ص) بازگفته است...
داستان از اين قرار است كه: زكريا از پرورد گارش درخواست كرد كه "اسماء خمسه طیبه را به وى بياموزد. خداوند، جبرئيل را بر اوفرو فرستاد و آن اسماء را به اوتعليم داد. زكريا چون نام هاى محمد، على، فاطمه و حسن (ع) را ياد مى كرد، اندوهش برطرف مى شد وگرفتارى اش از بين مى رفت. و چون حسين (ع) را ياد مى كرد، بغض و غصه، گلويش را مى گرفت و مى گريست و مبهوت مى شد. روزى گفت: بارالها چرا وقتى آن چهار نفر را ياد مى كنم، آرامش مى يابم و اندوهم برطرف مى شود؟ اما وقتى حسين را ياد مى كنم، اشكم جارى مى شود و ناله ام بلند مى گردد؟ خداى تعالى او را از اين داستان آگاه كرد و فرمود: كهيعص كاف اسم كربلا و هاء رمز هلاکت عترت طاهره است، و ياء نام يزيد ظالم بر حسين (ع) وعين اشاره به عطش و صاد نشان صبر او است . زكريا وقتى اين مطلب را شنيد، غمگين شد و تا سه روز از عبادتگاهش بيرون نيامد، و به كسى اجازه ندادكه نزد او بيايد . گريه و ناله سر داد و چنين نوحه كرد: بار الها از مصيبتى كه براى فرزند بهترين خلايق خود، تقديركرده اى دردمندم. خدايا آيا اين مصيبت را بر آستانه او نازل مى كنى؟ آیا جامه اين مصيبت را بر تن على و فاطمه مى پوشانى آیا اين فاجعه را بر ساحت آنان فرود مى آورى؟ بعد از آن گفت: بارالها فرزندى به من عطا كن تا در پيرى چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی من قرار ده آنگاه مرا دردمند اوگردان همچنان كه حبيبت محمد را دردمند فرزندش گرداندى . خداوند، يحيى را به او بخشيد و او را دردمند وى ساخت. و دوره حمل يحيى شش ماه بود و مدت حمل امام حسين (ع) نيز شش ماه بود و براى آن نيز قضيه اى طولانى است . (1) 1. كمال الد ين ج2 ص 420.
مايه طول عمر
اهتمام و مداومت در دعا براى حضرت قائمعليه السلام و تعجيل فرج و ظهور شريفش، مايه طول عمر، و نيز ساير آثار و فوايد صله رحم است. ان شاء اللَّه تعالى. و دليل بر اين معنى به طور خصوص روايتى است كه در فضيلت دعاى منصوصى آمده. و آن اينكه: در مكارم الاخلاق مروى است كه هركه اين دعا را پس از هر نماز واجب بخواند و بر آن مواظبت كند، آنقدر زنده خواهد ماند كه از زندگانى سير و ملول شود و به ديدار مولى صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - مشرّف گردد. دعا چنين است: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، اَللَّهُمَّ إِنَّ رَسُولَكَ الصَّادِقُ المُصَدَّقُ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ قالَ إِنَّكَ قُلْتَ: ما تَرَدَّدْتُ فِي شَيْءٍ أَنَا فاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي فِي قَبْضِ رُوحِ عَبْدِيَ المُؤْمِنِ يَكْرَهُ المَوْتَ وَأَنَا أُكْرِهُ مَساءَتَهُ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ لِأَوْلِىآئِكَ الفَرَجَ وَالنَّصْرَ وَالعافِيَةَ، وَلا تَسُوؤُنِي فِي نَفْسِي وَلا فِي فُلانٍ، به جاى كلمه فلان نام هر كس را بخواهد مىبرد. (1) اگر بگوييد: چه جهت دارد كه دلالت اين دعا براى تعجيل فرج حضرت صاحب الزمانعليه السلام باشد؟ مىگويم: وجه استدلال به اين دعا در بخش چهارم كتاب در حرف ف گذشت كه با فرج آن حضرت، فرج تمام اولياى خدا حاصل مىگردد، و نيز عافيت و نصرت آنان در زمان ظهور تحقق خواهد يافت، اضافه بر اينكه در بعضى از روايات اين عبارت چنين است: وَعَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الفَرَجَ. ...
حضرت صاحب الزمان در حقّ او دعا مىكند
چون مقتضاى شكر احسان همين است، و دليل بر آن فرمايش مولى صاحب الزمانعليه السلام در دعايى است كه در مهج الدعوات مىباشد، و كسانى كه براى يارى دين تو از من پيروى مىكنند نيرومند كن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار ده، و بر بدخواهان من و ايشان پيروزشان گردان... . (1) بدون شك دعا كردن براى آن حضرت و براى تعجيل فرج آن جناب، تبعيت و نصرت است، چون يكى از اقسام نصرت و يارى ايمان و حضرت صاحب الزمانعليه السلام، يارى كردن به زبان است، و دعا براى آن حضرت يكى از انواع يارى كردن به زبان مىباشد . و نيز ... انتظار در مسيحيت
|
|

